دل نوشته‌های خودم از کارگاه

فرستاده شده @ ۱۲:۴۰ بعد از ظهر در ۲۳ آبان ۱۳۸۸ توسط منیره

بعد از ظهر پنجشنبه و کل روز جمعه رو رفته بودم کارگاه… این «پیش از ازدواج» واسه  اسم کارگاه ثقیلیه :دی آدم نمی‌تونه (جزئت نمی‌کنه) به دو نفر بگه چنین گارگاهی رفته. من شخصا وقتی می‌خواستم از خانواده اجازه ثبت نام بگیرم مجبور شدم بگم «کارگاه آموزش‌ مهارت‌های زندگی» هست :

تو کارگاه سعی کردم بیشتر شنونده باشم تا گوینده، با این حال فکر کنم اندازه کافی هم اظهار نظر کرده باشم. کلی بحث کردیم، شنیدیم، گفتیم. همو بیشتر شناختیم، جامعه مون، ایده هامون از زندگی. اینکه چه انتظاراتی از خودمون، همسر آینده مون، دنیای اطرافمون داریم. اصلا تعبیرمون از عشق و هدفمون از زندگی چیه؟ البته بحث‌های حاشیه‌ای هم زیاد بود که خیلی‌هاش هم بسیار مفید بود. نمونه‌اش من بحث توی تاک وقتی در مورد مشکل رفت‌و‌آمد دخترا و برخورد خانواده‌ها تو جامعه یزد می‌شه واسم جذاب بود. چون به عینه خودم درگیر این قضیه هستم. و یا حتی یه سری گفتگوی دوستانه – سیاسی که با حمزه داشتم.

از اینکه دوستای نزدیکم (خانواده : بابا + داداشی + عامو، همسایه) هم اونجا بودن حس آرامش بیشتری داشتم. حرکتای هیجانی و اقتدار حمزه و کلا طرز بیانش رو دوست داشتم، هرچند گاها الکی آدم رو ضایع می‌کرد :دی خوشحالم یه دوست جدید به اسم حمیده (خواهر حمزه) پیدا کردم و حتی تونست تا حد زیادی تو حل استرس مواجه با خانواده‌ بهم کمک کنه. تازه می‌فهمیدم چه قدر برداشتم از وهاب اشتباه است، همیشه قیافه لفچ و رفتار لوسش رو می‌دیدم و الان تازه کمی ابعاد درونیش برام روشن شده. در مورد بقیه هم … سعی می‌کنم طبق قانون کلاس، در موردشون قضاوتی نکنم ولی اینو هم نمی‌تونم نگم که «واسم جالب‌تر و جذاب‌تر و حتی مهم‌تر شدن»

پ.ن. چه بد شد، نتونستم کیک تولد مهدی رو بخورم
پ.ن.۲. توییترمو باز کردم آخرین توییت از محمد‌صالح بود، پروفایلشو باز کردم و گذاشتم جلوی حمزه که بخونه ببینه رفیقش چه توییت‌هایی میکنه :دی (راضی باشه، کمی غیبتش کردیم)
پ.ن.۳. چند بار تو مطلبم قضاوت کردم؟ چند تا ۵۰۰ تومنی باید جریمه بدم؟ :دی

  • ۶ نظر @ دل نوشته‌های خودم از کارگاه
  • RSS

نظر شما چیست؟

پر کردن قسمت های * دار الزامی است

نظرات اخیر
  1. محمدرضا @ ۱:۱۴ ب.ظ

    اینجا جا داره از خانم عطارها و آقای دهقانی زاده هم تشکر کنم. خداییش خیلی به ما کمک کردند.

    [پاسخ]

    Star Comment Trackback
  2. طاهره @ ۹:۵۸ ب.ظ

    این کارگاه ها خیلی اساسیه!منم میرفتم
    همینه الان اینقدر خانمم دیگه!
    اسمایلی خودشیفتگی مفرط!

    [پاسخ]

    Star Comment Trackback
  3. محمدصالح @ ۹:۲۳ ق.ظ

    یک. هیچ وقت به این روانشناس‌ها و مشاورین اعتماد نداشته و ندارم. همیشه فکر می‌کنم اینا آدم رو عینهو موش آزمایشگاهی می‌بینند. ترجیح می‌دهم خودم اشتباه کنم تا این‌که اختیارم رو بدم دست این‌ها! والا به خدا!

    دو. اسم حمزه که میادة دلم یهویی خوشحال می‌شه. رفاقت با بعضی‌ها کلاً موجب افتخاره، هرچند هم که اختلاف نظر داشته باشیم.

    سه. غیبت کار بچه‌های بد است. / این هم نکته‌ی اخلاقی و نتیجه‌گیری کامنت :) )

    [پاسخ]

    صادق پاسخ در تاريخ آذر ۱م, ۱۳۸۸ ۸:۱۴ ق.ظ:

    کسی قرار نیست برای کسی تصمیم بگیره، تجربه‌هاست که رد و بدل می‌شه. دیده‌ها و خوانده‌هاست که داد و ستد می‌شود و شنونده باید عاقل باشد. و دوست را و مشاور را باید عاقلانه انتخاب کرد.

    [پاسخ]

    Star Comment Trackback
  4. فرهاد فرهودی @ ۵:۴۹ ب.ظ

    یه نفر واسه نوشتن به چندجا توی اینترنت احتیاج داره؟

    [پاسخ]

    منیره پاسخ در تاريخ آبان ۲۵م, ۱۳۸۸ ۱۰:۱۹ ب.ظ:

    به یک جا به اسم وبلاگ شخصی
    مال من همینجاست :)

    [پاسخ]

    Star Comment Trackback