برای تویی که شمایی

فرستاده شده @ ۸:۳۵ قبل از ظهر در ۱۴ آبان ۱۳۸۸ توسط منیره

دیروز بحثی توی فرفر شد در مورد اینکه چرا مثلا یه سری دختر آقایون رو با لغت “آقای فلانی” نام میبرم و افعال مربوط رو جمع میبندم. بارها بهم گفتند «من یک نفرم پس نگو شما، بگو تو» و گاهی حتی بهشون برخورده چرا احساس صمیمیت نمیکنم. الان یهو یاد این پست رویا افتادم :

حال‌ام بد می‌شه واقعن وقتی آدم صداتون می‌کنه/ یا می‌نویسه «شما» فکر می‌کنین الان یعنی صمیمی نیستیم با هم و یا من دارم لفظ قلم حرف می‌زنم/ می‌نویسم و هر چی می‌گم مدل‌ام این‌طوری هست شما راحت باشین، فکر می‌کنین شما هم باید از سر لج، بگین/ بنویسین «شما» یا فعل‌هاتون رو جمع به کار ببرین یا … ول کنین به خدا. اذیّت نکنین. من به خودم هم می‌گم «شما» و به شوهرم هم می‌گم «شما» و این «شما» گفتن‌های من، به طور ناخودآگاه گاهی می‌شود «تو» امّا فقط گاهی! و خیلی ناخودآگاه. اراده‌ی من به هیچ کاری‌ام نمی‌آید این وقت. بی‌خیالِ گفتار/ نوشتار من باشید لطفن. من دوست‌ام چه بنویسم/ بگویم «شما» و چه «تو»، احساس‌ام فرقی ندارد. همگیدوست هستید.

دیروز به من گفتند که داری روی این نوع خطاب هات برچسب شرع میزنی در حالی که هیچ جای شرع مخاطب قرار دادن جنس مذکر رو با فعل جمع و مفرد. میخواستم بگم  حتی برای مامان و بابام هم فعل جمع استفاده میکنم .

پ.ن. این پست رو هم ۱۳۸۷/۱۰/۰۹ نوشتم ولی منتشر نکردهبودم. چه قدر عوض شدم من!

  • نظر @ برای تویی که شمایی
  • RSS

نظر شما چیست؟

پر کردن قسمت های * دار الزامی است