نوشته شده توسط منیره @ ساعت۱۲:۰۵ بعد از ظهر در ۳۰ بهمن ۱۳۸۷
داشتم پست مینوشتم که خودش زنگ زد :* و من کلی ذوق زده شدم و کلا دیگه حرفم نمیاد تولدت مبارک خانمی امیدوارم در کنار همسرت زندگی خوب و پر از شادی رو داشته باشی. پ.ن. به خودشم گفتم؛ میخواستم یه عکس که خودم گرفتم رو بذارم دیدم چیز خاصی ندارم (هاردم همچنان که همچنانه [...]
نوشته شده توسط منیره @ ساعت۹:۰۰ بعد از ظهر در ۲۸ بهمن ۱۳۸۷
اولین شکوفه های بهاری! زیباست ولی …. میسوزم! وقتی به فصل برداشت می اندیشم!
نوشته شده توسط منیره @ ساعت۱۰:۵۷ بعد از ظهر در ۲۷ بهمن ۱۳۸۷
+زن مسلمان نمیتواند با مرد غیر مسلمان ازدواج کند ولی مرد مسلمان فقط میتواند با زن اهل کتاب ازدواج موقت کند. – آیا بهائیان جزو اهل کتاب به حساب میآن؟ + تا اهلکتاب چی تعریف بشه! همیشه دوست داشتم بیشتر در مورد ادیان بدونم. ولی نه! دیگه دوست ندارم بیش از این بدونم. از جزئیات [...]
نوشته شده توسط منیره @ ساعت۱۰:۲۵ بعد از ظهر در ۲۷ بهمن ۱۳۸۷
تمام بعد از ظهر رو با هم بودیم. مثل دو تا دوست معمولی، خیلی خیلی معمولی؛ یه دختر و یه پسر که با هم میرن شهر رو میگردن و بیشتر هم به خاطر علاقه مشترکشون یعنی عکاسی هست که میتونن این دوستی معمولی رو معمولی نگه دارن؛ بدون هیچ منظوری! سر آخری که داشتیم از [...]
نوشته شده توسط منیره @ ساعت۸:۲۱ بعد از ظهر در ۲۵ بهمن ۱۳۸۷
هیچ چکیدهای موجود نمیباشد زیرااین یک نوشته حفاظت شده است.