اسمایلی سبز یاهو

فرستاده شده @ ۶:۳۰ بعد از ظهر در ۲۸ آذر ۱۳۸۷ توسط منیره

دیروز توی دانشگاه یه اکیپ دانشجو از دانشگاه دیگه که مهمون دانشگاه ما بودند رو دیدم. بینشون یه دختره بود که یه دستش تو دست یه پسره بود و توی اون یکی دستش یه ساک بود که از زور سنگینی با یکی از دوستای دخترش مشترکا داشتند حملش میکردند. واسم سوال شد چرا اون ساک رو نمیده به اون پسر لندهور بیاره؟؟ یعنی گرمای وجود اون این قدر نیرو زاست؟؟ 

نتیجه گیری اخلاقی : حراست فقط بلده به بچه های خودمون گیر بده.

پ.ن. لندهور ، لندحور ، یکی هم گفتلوند عور ! نمیدونم کدومش درسته؟؟؟

  • ۲ نظر @ اسمایلی سبز یاهو
  • RSS

نظر شما چیست؟

پر کردن قسمت های * دار الزامی است

نظرات اخیر
  1. Parastoooo @ ۸:۲۶ ب.ظ

    :) ) خداییش باید میرفتی میگفتی !! اون پسره همون جور راست راست راه بره بعد اونا یه ساک گنده حمل کنن؟؟ اصلا فلسفه ی به وجود آمدن مردها مگه بارکشی نیست :دی :دی:دی

    [پاسخ]

    Star Comment Trackback
  2. منیره @ ۹:۱۰ ق.ظ

    یاح یاح :) ) :) )
    اره خداییش! مگه فلسفه وجود مرد غیر از بارکشی چیز دیگه ای هم میتونه باشه؟؟ :) ) :) )

    رونوشت به آقایون وبلاگستان :دی

    [پاسخ]

    Star Comment Trackback