خوب فرفر اون قدرا هم بد نیست :دی گاهی میشه ازش سوء استفاده کرد :دی مثلا امشب داشتم با یکی از دوستان دبیرستانم در جیتاک استیت بازی میکردم :
من : غذام سوخت :دی
مطهره : از بس شلخته ای
من : خودت شلخته ای
مطهره : من؟! نه خیر من یک خانم باشخصیت که خیلی خانمم
من : اصلا هیچم غذام نسوخت. میخوای برم ازش عکس بگیرم؟ تازه اش هم ماکارونی داریم هم سمبوسه.
مطهره : بگیر ببینم
در اینجا من رفتم اتاق عکس بگیرم :دی
مطهره : کجا رفتی؟ چیزی از غذات مونده؟ :پی
حالا غصه نخور.
ما هم ماکارونی داریم.
بیا با هم میخوریم
وقتی برگشتم و عکسهاشو در فرفر آپلود کردم.
من : خوب رفتم عکس بگیرم دیگه؟
هووووووووووی کسی اونجا نیست؟
دوست هم دوستای قدیم :دی بدون من رفت شام بخوره
اینجاست که گفتم از فرفر میشه سوء استفاده کرد :دی آقا پهنای باند و فضا و اینا که مفت نیست بدم واسه آپلود عکس؟؟ :دی میذارمش توی فرفر و توی وبلاگم حالشو میبرم :
پ.ن. از همون اولشم قرار نبود به کل فرفر رو ترک کنم. همون طور که واسه تولد تنهاترین حضور داشتم و احتمالا شاید از این به بعد به خاطر فید غیر پابلیک دوستان (در دم همه بروبچز اکانتهاشون پرایوته) سر میزنم. ولی از من نخواین حضور داشته باشم.

حمزه
زهرا
زینب
صادق و مریم
علی
مجتبی
محبوبه
مرتضی
ملیحه
مهدی
وجیهه
امیرعلی
حاصا
حامد
حدیثه
حسن
حورا
رویا
صندوقک
طاهره
مرضیه
نبی
پویا
عمو هوشنگ @ ۱۱:۳۷ ق.ظ
بسیار پشت مانیتور ضعف رفتیم ….
[پاسخ]