این ۷ ماه چه زود ولی سخت گذشت

فرستاده شده @ ۵:۲۵ قبل از ظهر در ۱۱ آذر ۱۳۸۷ توسط منیره

برای” نسیم مقصودی عزیز”
که هنوز باورم نیست که نیست!

سراغت را
از عقربه هایی که بر عکس می روند
از پرنده هایی که به پریدن نرسیده اند
و خواب هایی که صبح از یاد رفته اند
می گیرم
اینکه خوب می خوابی و
برای ستاره ها شعر می خوانی
اینکه دلت برای بودن می گیرد و
به نبودن خو گرفته ای
اینکه مثل دختر بچه ها عروسک بازی می کنی و
دست آخر کودکت را در آغوش می کشی
و لالایی نسیم ها یی می شوی
که تو را می پیچانند
دور گلو هایی که
بغض نبودنت را به دوش می کشند!

شعر از سمیه مرادی

پ.ن. از اون روز به بعد از خیابان دانشگاه صنعتی اصفهان متنفرم. ازش میترسم. لعنت به این شهرسازی مزخرف.

  • نظر @ این ۷ ماه چه زود ولی سخت گذشت
  • RSS

نظر شما چیست؟

پر کردن قسمت های * دار الزامی است