بزرگترین ترس های یک دیوانه

فرستاده شده @ ۷:۲۷ قبل از ظهر در ۴ آذر ۱۳۸۷ توسط monire

حالا که به یکی از بازی ها جواب دادم بذار در مورد اون یکیش هم بنویسم! بزرگترین ترس هام:

  • همه گفتند ولی باز منم میگم! از مرگ عزیزانم میترسم. ترجیح میدم خودم زودتر بمیرم و اون روز رو نبینم. و از اونجایی که از پیری و درموندگی و آلزایمر هم میترسم ترجیح میدم در جوانی بمیرم.
  • از تاریکی و ارتفاع و اینا نمیترسم ولی از فقر و جنگ و کودک آزاری خیلی خیلی میترسم.
  • به نظرم فیلم ترسناک فیلمیه که خونریزی و کشت و کشتار داشته باشه. محتوای فیلم، ترسناک و هول آور باشه یا موجودات وحشتناک داشته باشه مهم نیست.
  • فکر نکنم جک و جونوری باشه که ازش بترسم. منتها از هر چیزی که ناگهانی ببینم میترسم.
  • از تنهایی نمیترسم ولی از اینکه یه روزی برسه که دیگه هیچکی دوستم نداشته باشه میترسم.
  • شرمنده ها ولی از شوهر کردن هم میترسم.

از حامد و حدیثه و مریم بابت دعوت تشکر میکنم. و خودم آبجی محبوبه، سلاله خانم، آیه، پویا و امین دعوت میکنم.

  • ۸ نظر @ بزرگترین ترس های یک دیوانه
  • RSS

نظر شما چیست؟

پر کردن قسمت های * دار الزامی است

نظرات اخیر
  1. مایسا @ ۹:۵۸ ق.ظ

    ترس هات از چیزهایی بود که ترسیدن از اونها منطقی است به جز شوهر کرذن !!!!!

    [پاسخ]

    Star Comment Trackback
  2. مادرانه @ ۱۰:۲۳ ق.ظ

    همه ی ترسهایت را قبول دارم. بهت حق می دهم. اما از شوهر کردن را نه. آخه شوهر مگه لولوئه که می ترسی؟
    اتفاقا ترس که ندارد هیچ؛ دنیایی از تجربه و نو آوری برایت به همراه می آورد. لذتهایش هم به جای خودش. لذت استقلال…لذت ساختن یک زندگی با توجه به خودت و ایده های خودت و همسرت…لذت تجربه بودن با آدمهای جدید ! از همه مهم تر لذت تجربه‌ی مادر بودن که من یکی حاضر نیستم با هیچ چیز دیگری عوضش کنم.
    می فهمی چه لذتی همراه با مسوولیت دارد این داشتن فرزند و تربیت کردنش؟ منیره ! خیلی کیف دارد خیلی…

    [پاسخ]

    Star Comment Trackback
  3. حامد @ ۱۱:۲۳ ق.ظ

    =)) ترس ِ آخر خوشبختانه در مورد من موردی نداره

    [پاسخ]

    Star Comment Trackback
  4. منیره @ ۴:۱۲ ب.ظ

    خوب من از اینکه بخوام با یکی شریک بشم که معلوم نیست چه روحیه ای داشته باشه! ایا به من میخوره. آیا خوشبخت میشین. آیا معیارهاش با من یکیه یا …
    اینقدر چنین آدمی رو ندیدم که واقعا از شوهر کردن میترسم

    [پاسخ]

    Star Comment Trackback
  5. منیره @ ۴:۳۵ ب.ظ

    اتفاقا من فکر میکنم تو هم در مورد زن گرفتن اینجوری باشی :دی
    کسی که حتی حاضر نیست پشت تلفن با یه دختر حرف بزنه چه طوری تحمل یه زن رو داشته باشه؟ :دی

    [پاسخ]

    Star Comment Trackback
  6. منیره @ ۴:۴۱ ب.ظ

    همه اینها که میگی درست ولی از اینکه بخوام با یکی شریک بشم که معلوم نیست چه روحیه ای داشته باشه! آیا خوشبخت میشین. آیا معیارهاش با من یکیه یا حتی اینکه نمیتونم پیش بینی بکنم این لذت هایی که تو میگی رو بدست بیارم. خوب ایناست که واسم ترس میاره. تا نرسه زمانش مطمئنا من اون ترس رو خواهم داشت.

    [پاسخ]

    Star Comment Trackback
  7. جوان ایرانی @ ۹:۵۸ ق.ظ

    بعدشم آخرش داری میری یه پاورشات بخری دیگه؟ :D

    [پاسخ]

    Star Comment Trackback
  8. منیره @ ۵:۴۵ ب.ظ

    :) )
    خوب من واقعا از پاورشات راضی ام :دی تازه نامرئی نیستم که دوربین دزدی کنم. مجبورم برم بخرم :)

    پ.ن. امرتون اجرا شد

    [پاسخ]

    Star Comment Trackback