نوشته شده توسط منیره @ ساعت۷:۲۷ قبل از ظهر در ۴ آذر ۱۳۸۷
حالا که به یکی از بازی ها جواب دادم بذار در مورد اون یکیش هم بنویسم! بزرگترین ترس هام: همه گفتند ولی باز منم میگم! از مرگ عزیزانم میترسم. ترجیح میدم خودم زودتر بمیرم و اون روز رو نبینم. و از اونجایی که از پیری و درموندگی و آلزایمر هم میترسم ترجیح میدم در جوانی [...]
نوشته شده توسط منیره @ ساعت۴:۴۷ قبل از ظهر در ۴ آذر ۱۳۸۷
خوب من همیشه ارزوم این بوده که کاش نامرئی بودم و کسی نمیدیدم و به کارهام توجه نمیکرد. اون وقت چون کسی به تنها بودنم گیر نمیداد شاید راحت تر زندگی میکردم، و چون کسی به کارم ایراد نمیگرفت راحت تر شیطنت میکردم. گاهی هم دلم میخواد دیده نشم تا بتونم بدون هیچ دغدغه ای [...]