آرشیو برای ۲۷ آبان ۱۳۸۷


مرسی مامان

نوشته شده توسط منیره @ ساعت۹:۱۹ بعد از ظهر در ۲۷ آبان ۱۳۸۷

مرسی مامان که به فکرم بودین. مرسی مامان که دخترتون توی غربته و این همه به یادشین. مرسی مامان که اصلا تو رودر وایسی گیرم ننداختین. مرسی مامان …. پ.ن. احمقانه ترین کاری که امروز کردم گریه کردن بود. ضایع ترین کاری که امروز کردم چک کردن حساب بانکیم بود. لذت بخش ترین کاری که [...]


دو دوست قدیمی

نوشته شده توسط منیره @ ساعت۱۲:۴۶ بعد از ظهر در ۲۷ آبان ۱۳۸۷

هر دو توی یه شهر به دنیا اومدن، توی همون شهر بزرگ شدن، دانشگاهشون هم یکی بوده ولی چه قدر تفاوت هست بین دیدگاه و عملکردشون. چه قدر تفاوته توی لفظ دوست قدیمی. وقتی کامنت یکی رو میبینی لذت میبری از اینکه باز به وبلاگت سر زده وقتی کامنت یکی رو میبینی پشتت میلرزه از [...]