خیلی خوب بود. بیشتر از اینکه خودم هم باورم بشه. بودن در کنار دوستایی که مدتها فقط نوشته هاشو رو میخوندی و حالا از نزدیک میبینیشون. این درست حرفی بود که بعد از هر بار دیدن دوستان مجازیم میخواستم بگم. و این هفته سه بار چنین قراری پیش اومد. اولین بار دوشنبه بود که آیه اومده بود جشن معارفه یزدی ها و ….
دومین بار چهارشنبه بعد از ظهر
شیخ الشیوخ رو مدتا بود میشناختم. وبلاگشون رو میخوندم ولی زیاد کامنت نمیذاشتم. خیلی دوست داشتم بیشتر باهاشون آشنا بشم و فرندفید کمی به من کمک کرد ولی همچنان من مریدی ساده بودم مثل تمامی مریدان دیگه ی شیخ … میتونم بگم فیلتر شدن خانقاه نقطه عطفی بود برای آشنایی بیشترمون. و این بار سربازی دلیل دور هم جمع شدنمون … شیخ ، آتوسا و کتایون افرادی بودند که شاید چند ساعتی رو بیشتر پیششون نبودم ولی حس خوب دوست داشتن و دوست بودن رو بهم یادآوری کردند.
* دکتر کتایون یه خانم باوقار و مهربونی که دل خیلی جوونی داره. شیطنت های کتایون به قدری شیرین و خنده دار بود که اختلاف سنیمونو به کل فراموش کرده بودم. از خانم دکتر به خاطر یه سری تفکراش و اینکه به قول خودش زیاد حس کنکاش در حرف مردم نداره خیلی خوشم اومد.
* آتوسا دختر تحصیل کرده پی اچ پی :دی که خیلی آروم و متین بود و البته در شیطنت کردن هم دست کمی از خانم دکتر داشت منتها نامحسوس
تنها دشمن شیخ در وبلاگستان که کل کل هاش با شیخ هم کلی خنده دار بود
* و شیخ! نمونه یک شیخ همیشه در حال سفر؛ کسی که در طول سفرهاش تجربات زیادی کسب کرده و پخته تر از اونیه که به نظر میرسه. به دلایل امنیتی اطلاعات بیشتری در دست نیست :دی امید است به خاطر نبودن شیخ در این ۱۸ ماه یه دو سالی وبلاگشون دیگه فیلتر نشه.
چه قدر شیخ رو که اذیت نکردند! از موهای بلند شیخ بگیر که دوستان تصمیم داشتند هر جور شده کوتاه شده شو ببینن یا با اپی لیدی کار رو راحت کنن. تا گیر هایی که به “ی” کیبورد شیخ دادیم و اینکه شیخ هنوز یک وب۱ ای اصیل و به یاهو وفادارن :دی و یا حتی محاسبه میزان دقیقه ای که تا اعزام شیخ به خدمت سربازی مونده. که چیزی بود حدود ۷۵۰ دقیقه.

بستنی شاه توت شیخ که با سس مایونز توسط دکتر کتایون تزئین شده
پ.ن. امیدوارم ساعات آخر بودن در کنار دوستان مجازی به شیخ خوش گذشته باشه. تازه این قدر از شیخ با موهای بلند عکس گرفتم که دیگه نیاز نیست غصه کچل شدنشونو بخورن :دی این پست در مورد فارسی کردن کیبورد رو هم تقدیم میکنم به ایشون. اینم آهنگ متن کلیپی که واسه ایشون ساختم :
دنیایی که تو رو نداشته باشه، بهش میگن سرباز خونه
راستی دکتر کتایون باید واسه محبوب تر بودن مسنجر یاهو یه دلیل دیگه بیاره
آخه جیتاک اسمایلی رو هم به ویِژگیهاش اضافه کرد :دی (نوشته شاهوار و نوشته پارسیش)
نوکواره : توی این قرار هیچ لذتی واسه من بیشتر از این نبود که این همه وراجی کردم و دائم روی منبر میرفتم و هیچکی جلومو نگرفت (+)

حمزه
زهرا
زینب
صادق و مریم
علی
مجتبی
محبوبه
مرتضی
ملیحه
مهدی
وجیهه
امیرعلی
حاصا
حامد
حدیثه
حسن
حورا
رویا
صندوقک
طاهره
مرضیه
نبی
پویا
حامد ملک @ ۷:۲۸ ب.ظ
لایک برای روی منبر رفتن منیره ! حاج خانوم مسئلتن
[پاسخ]
حامد ملک @ ۷:۳۴ ب.ظ
منیره …. سریعا به مسنجر ! گوگل تاک
[پاسخ]
منیره @ ۷:۳۹ ب.ظ
@حامد ملک,
حسش نیست :دی
تو هم پاتو از این کامنت دونی من بیرون بکش :دی هی من کامنتتو تایید میکنم هی میبینم یکی جدید کامنت گذاشتی :دی
صبر کن. الان میام
[پاسخ]
محمود @ ۸:۴۳ ب.ظ
بستنى شاهتوت اونم تنهایى یه یادى هم از بقیه مىکردى
[پاسخ]
حامد ملک @ ۸:۴۸ ب.ظ
اسمایلی : سوء استفاده از قابلیت گراواتار :دی
[پاسخ]
منیره @ ۹:۲۴ ب.ظ
اتفاقا یاد بچه های لاگ بودم :دی
زیرا چون سه تا از بچه های لاگ میز بغلی ما نشسته بودند :دی
جا شما خیلی خالی بود :دی
[پاسخ]
Ghobious @ ۴:۳۳ ق.ظ
یه قرار خوب با بچه های خوب… خوشحالم که شیخ رو روز آخر با یه خاطره ی خوب بدرقه ش کردین
دستتون درست.
کماکان حق رو به خانوم دکتر میدم! اسمایلی های یاهو خیلی حس توش داره، جی تاک خیلی باید بالا پایین بپره به یاهو برسه…
شاید روزی شد که بچه های اصفهان رو هم دیدیم، خدا رو چه دیدی! بچه های وب ۲ در اصفهان
[پاسخ]
آتوسا @ ۱۰:۵۸ ق.ظ
ممنون منیره جان. برای من هم خاطره قشنگی شد. امیدوارم بازم تکرار بشه. :-*
[پاسخ]
امیر @ ۱۱:۳۷ ق.ظ
وب جدیدتون مبارک.
[پاسخ]
محمود @ ۳:۴۴ ب.ظ
یاهو %۱۰۰ تو این مورد سرتر هست گوگل داره تازه گرم مىشه باید آینده را دید ولى حالا حالاها یاهو را عشق است ۱+
[پاسخ]
maryam @ ۱۱:۱۹ ب.ظ
وای چقدر دلم می خواست منم اونجا می بودم.پس شیخو فرستادینش رفت؟هیییییییییییییییی من اصفهان می خوااااااااااام
(((
[پاسخ]
شیخ الشیوخ @ ۲:۵۴ ق.ظ
سپاسگذارم منیره جان
بودن در جمع شما کلی دلگرمی بود پیش از اعزامم
[پاسخ]