کجاست آن بخشنده؟

فرستاده شده @ ۳:۳۹ قبل از ظهر در ۳ مهر ۱۳۸۷ توسط منیره

کجاست پرده پوشى زیبایت؟ کجاست گذشت بزرگت؟ کجاست گشایش نزدیکت؟ کجاست فریادرسى فوریت؟ کجاست رحمت وسیعت؟ کجاست عطاهاى برجسته ات؟ کجاست بخششهاى دلچسبت؟ کجاست نیکى هاى شایانت؟ کجاست فضل عظیمت؟ کجاست نعمت بزرگت؟ کجاست احسان دیرینه ات؟ کجاست کرمت؟

خدایا از تو خواهم ایمانى که انتهایش ملاقات تو باشد و تا زنده ام دارى به همان ایمان زنده ام دار و چون بمیرانیم بر همان ایمان بمیرانم و چون برانگیزیم بر همان ایمان برانگیزم و پاک کن دلم را از ریاء و شک و خودنمایى در دینت تا در نتیجه عملم خالص براى تو باشد.

از دعای ابوحمزه ثمالی

دعا کردم! 

دعا کردم برای همه که صلاحشون رضاشون باشه.

و دعا کردم واسه خودم که دلم روشن و بزرگ و محکم بشه.

پ.ن. دیدین گاهی پیش میاد دائم به یاد دوستات بیوفتی؟؟ امشب بیشتر از اینکه یاد دوستان حقیقی ام باشم یاد دوستان مجازی ام بودم. مثل وقتی که اسم حضرت فاطمه رو بردن یاد «ا» و «م» افتادم. یا وقتی  اسم امام حسن مجتبی اومد و یاد «ز» و «ت» افتادم. اینکه بگم «ح» و «ح» تمام مدت جلوی چشمم بودن و یا «م» که حتی حضورشو حس میکردم. اگه بخوام همه رو بگم باید کل حرو ف الفبا رو بگم. چون واقعا به یاد تمامی افراد لینک دونی وبلاگم بودم.  منتها بعضیا بیشتر ….

  • ۵ نظر @ کجاست آن بخشنده؟
  • RSS

نظر شما چیست؟

پر کردن قسمت های * دار الزامی است

نظرات اخیر
  1. محمود @ ۵:۳۲ ب.ظ

    سلام واقعاٌ خسته نباشى پس همه را کمپلت رستگار کردى رفت پى کارش، حالا یه سوال دارم این همه آدم را به یاد آوردى وقت هم کردى به خود دعا برسى یا حداقل گوش بدى؟ ببین یه فرصت دیگه را از دست دادى کلى مى‌تونستى تو زبان عربى پیشرفت کنى شاید هم عربیت خوبه چون به قول یکى از دوستان هر مقدار هم که سعى مى‌کرده بفهمه این دعا‌ها معنیش چیه نمى‌شده فقط مى‌گفت تحت تاثیر بقیه هر چى به گوشش مى‌رسیده تکرار مى‌کرده حالا اون حواسش را جمع مى‌کرده شما که دیگه … راستى فکر مى‌کنى خدا قبول کنه من بودم نمى‌کردم حالا یه شب اومده بودى محض رضاى خدا رفیق بازى هم حدى‌ داره :D

    [پاسخ]

    Star Comment Trackback
  2. منیره @ ۱۰:۵۳ ب.ظ

    خواهش میکنم قابل نداشت :دی
    نه خوب گوش هم دادم و البته من دعاها رو از روی متن عربی نمیخونم و ترجمه شون رو میخونم و کلی هم حال میکنم :دی
    میتونم قسمتی از حالشو هم به شما عطا کنم :) )

    خدا، خداست و بنده هاشو میشناسه
    میدونم منو خیلی دوست داره
    اگه دوست نداشت که …
    خوب همه نوعه هم قبولم داره دیگه :دی

    [پاسخ]

    Star Comment Trackback
  3. (¯`·._ شیشیلِ پیشیل _.·´¯) @ ۱۲:۱۰ ق.ظ

    خدایی ما را یاد کردی آبجی خانوم؟

    [پاسخ]

    Star Comment Trackback
  4. منیره @ ۱۲:۲۴ ق.ظ

    :) مگه میشه یاد شماها نیوفتم؟؟
    منتها نمیدونم چرا امسال پافراتر از خانواده نزدیک و دوستان نرفتم. مثل هر سال که یادی از زن عمو مصطفی یا سمیه یا … خودمم بعدش ناراحت شدم چرا یادی از اونا نکردم :(

    [پاسخ]

    Star Comment Trackback
  5. سیدعلی @ ۵:۱۱ ق.ظ

    خونه جدید شما هنوز نیاز به در و پیکر داره!
    کابینت هاش ام دی اف باشه! در و پنجره طرح چوب ولی فایبرگلاس و این چیزها!
    ولی مبارک باشه :)

    [پاسخ]

    Star Comment Trackback