یلی توپ بود
) یعنی من خوشم اومد. یه جاهاییش واقعا هیجان انگیز بود. شاید به نظر بقیه این طور نباشه ولی من کلی کیف کردم. فکر کنم به زودی بازتاب همایش تو وبلاگ بقیه مشخص بشه (مثلا گزارشلایو روزبه آنلاین از جشن روز آزادی نرم افزار .) پس فکر نکنم نیاز باشه به صورت رسمی بگم مراسم چه طور بود.
از نبود سجاد موسوی خیلی پکر شدم. نمیدونم چرا جدیدا این همه خودشو از جمع دور نگه میداره، ولی اینکه محی (میردامادی) هم بود خیلی خوشحال کننده بود. به خصوص اون لبخند همیشگیش که واقعا به آدم انرژی میده.
هیجان انگیز ترین قسمتش اونجایی بود که … هیچکی نفهمید من چه قدر هیجان زده شدم وقتی عکس بچه های لاگ یزد رو روی پرده دیدم. فکر کنم همش زیر سر … نه!! نمیدونم زیر سر کیه که جایی که میخواست از لاگ های دیگه توی کشور اسم ببره فقط این عکس لاگ یزد رو گذاشت. کلی با عکسه خاطراتم مرور شد. (به خصوص با دیدندر و دیوار دفتر انجمن سمپاد)
اینجایی که میخواستن با دکتر ربیعی ارتباط آنلاین برقرار کنن هم خیلی باحال بود
) کلی تلاش و سعی کردند آخرش هم مجبور شدند به تلفن خالی اکتفا کنن . تازه اونم با ویندوز : D (اینم عکسش)
دو تا تی شرت (نارنجی تند) هم از خود SFD فرستاده بودند که پشت تی شرت اسم همه کشورها بود از جمله ایران
که البته هر کاری کردم روش فوکوس کنم نتونستم. همش تقصیر محی بود که توجه ام رو به اسم اسرائیل کنار نام ایران جلب کرد
یعنی اگه این تی شرته رنگش خوشکل تر بود عمرا از دودر کردنش میگذشتم (کلا سر دودر کردنش دعوا شدا
) )
یه OpenCD و یه سری برچسب هم به همه دادن که من پارتی بازی کردم و چند تا اضافی برداشتم واسه دوستانی که سفارش داده بودند. روزبه (در فرندفید) هم یه CD هما بهم داد که روی CD رو با اسم خودش به دست خط زشتش مزین کرد
خوبی مراسم هم این بود که یه سری آدم جدید دیدم. مثلا همین بچه های هسته لینوکس دانشگاه که دفعه اولم بود مستقیم باهاشون حرف میزدم (همیشه میل میزدیم به هم) و یا حتی محمد علی طائبی (در فرندفید)که بالاخره به خودش جرئت داد و خودشو معرفی کرد
اینم عکس دسته جمعی افرادی که شرکت کرده بودند و البته عکس دسته جمعی بچه های لاگ که دم آخری گرفتیم
بعد جلسه خیلی بچه ها شوخی میکردند و دستم مینداختن. به همین خاطر وقتی آدرس میدون امام رو پرسیدم فکر کردم باز دارن اذیتم میکنن این شد که خیابونی رو که نشونم دادند رو برعکس رفتم
) آخرشم مجبور شدم کلی راه رو برگردم
من موندم به این اصفهانی ها توی آدرس دهی اعتماد کنم یا نکنم؟؟
پ.ن. خیلی بده وقتی جاهای تاریخی رو میبینی یاد یه نفر بیوفتی.بدیش اینه که این قدر به یادشی که همه رو شبیه اون میبینی. این بود که من نزدیک میدان نقش جهان (میدان امام – میدان شاه سابق) پویا شوقی رو دیدم و بدون اینکه در نظر بگیرم پویا الان ایران نیست به صورت خیلی تابلویی سلامش کردم :دی
پ.ن.۲٫ این چند روز در زیر نویس پست هام دائم یه سوتی عظیم دادم که هیچکی توجه نکرد. «همایش آزادی روز نرم افزار» غلطه!! آزادی باید بعد از روز قرار بگیره. ممنون از آتوسا به خاطر یادآوری:D















محمدعلی @ ۶:۳۰ ق.ظ
سلام
ای بابا!
اصلاً مگه چندبار فرصتش پیش اومده که من بخواهم جرات بکنم یا نه
ولی از اینکه این متنتون پر غلط املایی و حروف پس و پیش و کلمات به هم چسبیدهاست،…. ولش کن. بگذریم! فکر کنم اگه راهم بدین! جلسات لاگ رو به صورت مستمع شرکت کنم.
[پاسخ]
محمود @ ۲:۰۱ ب.ظ
پس بگو من هى داشتم آدرس مىدادم بعد شما از اون طرف رفتین طرف زاینده رود من فکر کردم شما من سر کار گذاشته بودى و نمىخواستى برى میدون نقشجهان، یه پیشنهاد دارم همیشه بىاعتماد باش در عوض کلى ورزش پیاده روى میکنى راستى این عکسها را روتوش کردى؟ به هر حال من که دیگه به یزدىهاى بىاعتماد آدرس نمىدم :دى
[پاسخ]
منیره @ ۴:۰۶ ب.ظ
شما الان کدوم از اونایی بودین که آدرس میدادین؟؟
خوب من نمیشناسمتون که
فقط میدونم اصفهانی ها توی پیچوندن آدرس تبهر خاصی دارن. به خصوص اینکه شماها هم هی با خنده آدرس میدادین خوب شک کردم دیگه
[پاسخ]
منیره @ ۴:۰۷ ب.ظ
مایه خوشحالیه اگه یه نفر به افراد شرکت کننده در لاگ اضافه بشه
[پاسخ]
منیره @ ۵:۰۲ ب.ظ
الان از روی پروفایل وبلاگتون و آدرس ایمیلتون فهمیدم کی هستین

شما همونی هستین که میگفتین من سالی یه بار پست میذارم. همونی که ازم خواست عکسا رو براش ایمیل کنم و آدرس یاهو داد که من گفتم چه بی کلاس!! همونی که گیر داد میدون شاه نه میدون امام. بعدشم اصرار کرد از اون طرف میرن ولی من بهش اعتماد نکردم
خوب تقصیر خودتونه که همش میخندین آدم فکر میکنه دارین دستش میندازین
[پاسخ]
محمود @ ۹:۲۱ ب.ظ
سلام مىبینم که شناختى من گفتم میدون نقشجهان « نه که از چیزى یا کسى بترسم شاید از یه سرى مطالب خودت بفهمى ولى از بزدلها و احمقها خیلى بدم مىیاد » راستى باز چند بار از راه دور بهت علامت دادم که از اون طرف نه که البته از من بعید بود چون معمولا در همچین مواردى به طرف که لجبازى کرده فقط یه لبخند مىزنم که خودش بعد مىفهمه یعنى چى :دى چون از یزدىها خاطره خوبى دارم براى اون موضوع که گفتى اصفهانىها مىپیچونن جواب نمىدم ولى یه چندتا شهر دیگه هم سر بزن تا دستت بیاد «اسمایلى متعصب به اصفهان»، در مورد خندیدن این تنها کاریه که از من جدا نمىشه فکر هم نکم بد باشه تا خودم هم در موردذ بد بودنش به نیجه نرسم هست ولى خودمونیم خودت هم کم خنده نیستىها فکر کنم تو هم قابل اعتماد نیستى:دى
[پاسخ]
محمود @ ۹:۲۸ ب.ظ
راستى اگر غلط املایى توى نوشته من پیدا شده از شما واگیر شدم اگر موافق نیستى خودت بهش اعتراف کردى تو پست «نگارش صحیح داشته باشید» گفتم دوستان بدونن که با کى طرفن «اسمایلى خود شیفته !! »
[پاسخ]
منیره @ ۱۱:۵۵ ب.ظ
من که اساسی خوش خنده ام. خودمم گاهی حرصم در میاد و میفهمم دارم زیاده روی میکنم ولی نمیتونم جلوی خودمو بگیرم.
در مورد آدرس دهی هم جدی توی این چند سال که اصفهان بودم به قدری از پیچونده شدن و بد آدرس دهی اصفهانی ها ضربه خوردم که خداییش نسبت به همشون بی اعتماد شدم
[پاسخ]
محمود @ ۱۲:۵۵ ق.ظ
بهتر نبود از همون اول یه نقشه مىخریدى خودت و اصفهانىها را از این دردسر نجات مىدادى، ولى فکر کنم بعد از چند سال دیگه باید خودت حسابى اوستا شده باشى البته بماند که براى اینکه ثابت کنى در مورد آدرس دادن اصفهانىها درست مىگى حتى یه بار هم به یادگیرى فکر نکردى البته هنوز هم دیر نشده چون «ماهى را هر وقت از آب بگیرى خفه مىشه یعنى تازس» اصفهان گردى خوش بگذره !!:دى
[پاسخ]
منیره @ ۲:۲۹ ق.ظ
من نقشه خریدم ولی همیشه یادم میره همراهم ببرم بیرون
پیاده روی و اصفهان گردی رو هم زیاد کردم. تقریبا حوالی محله های تاریخی شهر رو خیلی خوب مبشناسم. منتها دیروز توی ذهنم چیز دیگه ای بود. نمیدونم چرا.
فکر کنم همش تقصیر راننده تاکی ای بود که اوردم مراسم. یه کم راه رو پیچوند من گیج شدم.
به هر حال ممنون از لطفتون
[پاسخ]
سجاد موسوی @ ۹:۲۹ ق.ظ
خوشحالم که بهت خوش گذشته
[پاسخ]
سجاد موسوی @ ۱:۴۳ ب.ظ
حالا که فکر می کنم می بینم خوشحالترم که به همه خوش گذشته
[پاسخ]
منیره @ ۴:۴۰ ب.ظ
منم خوشحالم که خوشحالی و البته بازم میگم جات خیلی خالی بود
[پاسخ]
میلاد خواجوی @ ۱۲:۲۴ ق.ظ
سجاد نبودی ببنی منیره چجوری دنبالت میگشت!! :دی :دی
یعنی خیلی بد کاری کردی نیومدی.
حد اقل دل منیره را شکوندی (به قول دوستان: اسمایل شوخی)
حد اکثر هم انگار یه سمینار داشتی که اجرا نشد
[پاسخ]
منیره @ ۷:۱۰ ب.ظ
آقای خواجوی! داشتیم؟؟؟
خوب من واقعا منتظرش بودم! اگه حتی به خاطر خودش هم نبود منتظر بودم بیاد و یه فیلم رو که مدتیه بهم قول داده برام بیاره.
بعد همینا :دی
[پاسخ]
میلاد خواجوی @ ۷:۲۹ ب.ظ
جدی نبود جدی نگیر!
شوخی کردم
خوش باشی
[پاسخ]
narcissus @ ۸:۰۳ ب.ظ
سلام
ایشالا ساله دیگه من هم اصفهان باشم و تو جشن سال دیگه شرکت کنم
[پاسخ]