نمیدونم تا چه حد منو میشناسین، چند بار دیدینم و یا از ظاهرم چی میدونین ولی اگه نگاهی به صفحه در مورد من وبلاگم (+) انداخته باشید حتما دیدید که نوشته ام خصوصات ظاهری : چادری
خوب راستیتش چادری بودن من هم مثل مسلمان بودنم هست. چون در خانواده مذهبی به دنیا آمدم چادر سر کردم. ولی اگر بخوام درست تر بگم چادر و اون هدبند همیشگی ام را خودم انتخاب کردم. مگرنه برای منی که از خانه و خانواده دور هستم چادر اجباری معنایی ندارد.
دیروز در گرمای نیم روزی وقتی پیاده روی (+) میکردم یک جا رسید که واقعا چادرم آزارم میداد. چادرم رو در اوردم ولی هنوز لحظه ای نگذشته بود که حس بدی کردم. نمیدونم حس از روی عادت به چادر بود و یا …
خودم رو مسلمون واقعی نمیدونم ولی واقعا از حجاب داشتن لذت میبرم.
در این رابطه بخوانید : چه لذتی دارد این حجاب

خوب همون طور که دیدین باز آواتورم رو عوض کردم! هنوز هم همون شال آبی فیروزه ای که آبجی محبوبه (+) واسم گرفته سرمه ولی این بار با چادر و این بود آغاز بحثی بین دوستان که میتونین از لینک های زیر ماجرا رو بخونین :
تصمیم دارم آواتور رو باز عوض کنم و این بار همون قیافه ولی با چادر
راستی همیشه افرادی که به زور بقیه رو به رعایت حجاب مجبور میکنن آدم های متحجری نیستند! به نظر من کسایی که من چادری و یا حتی مانتویی با حجاب رو امل میدونن و مسخره میکنن هم باعث سلب آزادی ما هستند. بیایید یاد بگیریم به حقوق و سلایق هم احترام بگذاریم.
پ.ن. ولی در کل دوست ندارم توی جمع در مورد مسائل اعتقادی یا سیاسی بحث کنم. شاید به این دلیل باشه که آدم سستی هستم و احتمال تغییر عقیده ام زیاد است (شاید)
لینک مربوط : فید delicious خانم دکتر توحیدلو و فید delicious کمانگیر
بعد نوشت : و این فید کامانگیر که به این پست ارجاع داده

حمزه
زهرا
زینب
صادق و مریم
علی
مجتبی
محبوبه
مرتضی
ملیحه
مهدی
وجیهه
امیرعلی
حاصا
حامد
حدیثه
حسن
حورا
رویا
صندوقک
طاهره
مرضیه
نبی
پویا
علیرضا حسینی @ ۹:۳۲ ب.ظ
عجب وبلاگ مسخرهای داری
[پاسخ]
مرتضی @ ۹:۳۴ ب.ظ
با چادر بی چادر همه به هم و عقاید هم احترام میگذاریم. نباید سلیقه و اعتقاد کسی را محکوم کرد…موفق باشید.
[پاسخ]
نصرت @ ۹:۴۱ ب.ظ
متحجر بودن را نمی دانم. اما آدم هایی که کسی را مجبور به رعایت حجاب می کنند، این حق را ندارند. اجبار به چه حقی؟ البته باید به قانون پایبند بود؛ اما این به معنای اعتراض نداشتن نیست.
[پاسخ]
منیره @ ۹:۴۹ ب.ظ
ممنون از لطفتون. خوب نظر هر کسی محترمه. ما هم به نظر شما احترام میذاریم
[پاسخ]
منیره @ ۹:۵۰ ب.ظ
منم موافقم.
خداییش اجبار برای هر کاری درست نیست. کسی حق ندارد به زور دیگری رو مسلمون و یا با حجاب کنه.
[پاسخ]
منیره @ ۹:۵۰ ب.ظ
اوه! این دقیق حرف دل من است
[پاسخ]
نصرت @ ۱۰:۰۱ ب.ظ
درباره این که گفتی چون عقیده ت سسته بحث نمی کنی زیاد میشه حرف زد. خیلی موضوع مهمیه. من که شخصا توی زندگیم به هیچ وجه این اصل رو قبول ندارم. به نظر من ما هیچ اجباری نداریم به یه فکر پایبند باشیم. اصلا توی سیر تفکر نمیشه نتیجه گرا بود. این درست که آدم نباید وارد بحث ها و موضوع هایی بشه که ازش سر در نمیاره؛ اما معناش این نیست که هیچ وقت افکار مخالف خودش رو ندونه و با اون ها کلنجار نره.
مفصله. بگذریم.
[پاسخ]
محسن @ ۱۰:۰۵ ب.ظ
بحث احترام و… یک چیزه اما بحث اینکه چادر از روی عادت، میخورد روح آزادی که باید داشته باشی و هدیه می کند به تو هراس از چشمان حریص را، این را نمی توانم بپذیرم و اعتقاد دارم که این چادر با آن رنگ که می تواند کنتراست هر تابلویی را در هم بریزد بیش از آنکه انتخاب ما باشد میراث کلاسیک گذشتگان است که باید درباره اش نقادانه به گفتگو نشست بی هیچ سلب آزادی…
پ.ن: خانه جدید مبارک…
[پاسخ]
منیره @ ۱۰:۱۰ ب.ظ
اون یه شوخی بود و شاید یه تذکر به خودم.
اصل قضیه ای که نمیخوام بحث کنم به یه موضوع دیگه برمیگرده.
برمیگرده به اینکه توی همین دنیای مجازی هم وقتی نوبت بحث اعتقادی یا سیاسی میشه مخالفان و موافقانی پیدا میشن که گاهی همین افراد حدود خودشونو نمیشناسن و بی احترامی هایی میکنن. خوب من ترجیح میدم نه به کسی بی احترامی کنم نه کسی بهم بی احترامی کنه.
[پاسخ]
منیره @ ۱۰:۱۲ ب.ظ
شاید لازم باشه اون جمله رو ادیت کنم
[پاسخ]
سلاله @ ۱۲:۰۰ ق.ظ
من لذت حجاب رو موقعی درک می کنم که برایم حریمی می سازه که هر کسی را به اون راهی نیست.
[پاسخ]
زهرا قدیانی @ ۱۱:۲۱ ق.ظ
سلام
بله واقعا لذت دارد.
لذتتان مدام باد!
[پاسخ]
زهرا قدیانی @ ۱۲:۲۱ ب.ظ
عجب بحثی شده سر این مطلبااا
[پاسخ]
منیره @ ۱۲:۳۰ ب.ظ
برام جالب بود که اومدین و کامنت میدین
واقعا لذت داره این حجاب و کسی به اندازه من و شما نخواهد فهمید از چه جهت حجاب لذت بخشه. به نظر خودم اصلا اظهار نظر آقایون در این مورد کار کاملا نامربوطیه.
[پاسخ]
منیره @ ۱۲:۳۵ ب.ظ
من نگفتم چادرم از روی عادته! من به چادرم ایمان دارم و حتی به همون رنگی که کنتراست هر تابلو و عکسی رو به هم میریزه افتخار میکنم. اصلا یکی از دلایل پوشیدن چادرم همین به هم ریختن کنتراست رنگ ها پیش چشم افرادیست که نباید زیبایی رنگ ها رو درک کنند.
در ضمن خرده گیری های خیلی ها به همین حجاب یک سلب آزادیست برای افرادی مثل ما!
پ.ن. ممنون از لطفتون. مدتی بود کم پیدا بودین
[پاسخ]
پاپک @ ۱۲:۴۸ ب.ظ
خب هر کس آزاده پوشش خودش رو انتخاب کنه
ولی به نظر من توی بعضی مشاغل که یونیفرم خاص خودش رو داره
اگه شما بخوای وارد بشی چیکار میکنی ؟ یعنی اصن وارد نمیشی ؟
مثلن مهماندار هواپیما اگه کسی چادری باشه حتی فکر مهماندار شدن به سرش نمیخوره ؟
یا خیلی مشاغل دیگه که یونیفرم خاص خودش رو داره .
و صدالبته :
این که کسی میگه من حجاب رو خودم انتخاب کردم در جامعه ی مریضی مثه ما حرف بی جایی هست
شما باید توی جامعه ی آزاد و با دید متفاوت نسبت به زن زندگی کنی اونوقته که میتونی
ادعا کنی که حجاب انتخاب خودته وگرنه در جامعه ی ما شما دچار یه جبر ناخواسته و ناخودآگاه هستی
[پاسخ]
منیره @ ۱:۰۲ ب.ظ
نه! من روی چادرم تعصب این چنین ندارم. درسته با چادر راحت ترم ولی در جمع های خودمانی و مطمئن اغلب چادر نمیپوشم. حتی توی خیلی از مسافرت ها چون چادر دست و پا گیره اغلب چادر رو کنار میگذارم. پس نتیجتا اگه یونیفرمی رو بپوشم که خودم از حجاب خودم مطئن باشم لزومی به چادر نمیبینم.
بازم میگم. حجاب کامل چادر نیست. ولی فعلا من این رو ترجیح میدم.
و تا حدی هم حق با شماست. خداییش در جامعه امروزی اگر دیدگاه و نگاه مردم این چنین نبود شاید من حجاب برترم رو چیز دیگه ای انتخاب میکردم. این هم خودش یه نوع سلب آزادیه که ناشی از تفکر اشتباه جامعه است.
[پاسخ]
ح @ ۶:۱۹ ب.ظ
سلام منیره خانم
من هم امروز به سایت تون سر زدم و خیلی برام جالب بود که کسی بجز خانواده خودم نسبت به داشتن حجاب داره اظهار علاقه می کنه ولی در اینجا
دوست دارم در مورد بعضی از پیغام هایی که داشتی نظرم رو بگم امید وارم از خوندنش و جواب دادن به اون ها حوصله ات سر نره:
اول خودم رو معرفی می کنم وبعد دوست دارم به بحث وارد شم.
من یه استاد دانشگاه هستم که در رشته الکترونیک تدریس می کنم و خیلی رشته ام را دوست دارم .
از طرفی به این موضوع هم علاقه دارشته و دارم .
۱) آیا مفهوم حجاب بعنوان یک نیازه؟ / یا راحتی و آرامش یا یک موضوع از سر اجبار؟ یا چیزی غیر اینها؟
۲) اگه موقعیتی پیش بیاد که به شما بگن اگه موهای سرتون رو با یک کلاه بپوشونید و می تونید یک شلوار معمولی و یک پیرهن بپوشید و در اینصورت اجازه تحصیل دارید چه کار می کنید؟
۳) آیا علاقه به تحصیل در خارج از کشور را بدون این لباسها دارید؟
۴) چرا تصویرتون رو بدون چادر از اول نینداخته بودید.
۵) آیا در مقابل افراد خانواده مثل شوهر خواهر علاقه به رفت وامد به صورت پوشش ذکر شده در بالا دارید؟
خیلی خیلی خوشحالم میکنید اگه جواب سوالاتم رو بدید و یک بحث داغ داشته باشم.
موفق باشید راستی رشته شما چیه؟
۰۱/۰۶/۸۷
[پاسخ]
منیره @ ۷:۱۰ ب.ظ
۱. نمیدونم. تا نیاز رو چی معنی کنید. درسته که اویل برام اجباری بود ولی الان دیگه نیست.
۲. اگه موقعیتی این چنینی پیش بیاد قرار نیست حجاب من تغییری کنه.
۳. البته اگه خارج از کشور باشم با توجه به خاص بودن این پوشش (چادر) پس همون قدر توی چشم خواهم بود که یه آدم بی حجاب در بین افراد چادری توی چشم است. مطمئنا در اون موقعیت چادر نخواهم پوشید ولی حجابم رو حتما رعایت میکنم.
۴. صفحه در مورد من وبلاگم دو سالی است که ثابته. و اتفاقا یه عکس با چادر هم اونجا گذاشتم. کلا عکس از خودم توی نت نمیذاشتم مگر عکس بچگی هام. یه ۲-۳ هفته ای است که عکس خودمو گذاشتم. چون عکس با چادر و بی چادر هم تفاوتی نمیکنه زیاد به چادری بودنش اهمیت ندادم.
۵. خوب الانش خانواده ما همین طوری هستند. توی جمع های خانوادگی یا چادر رنگی میپوشیم و یا مانتو شلوار و مغنعه و خلاصه حجاب کامل. ولی چادر مشکی در جمع خانوادگی زیاد معنایی ندارد.
پ.ن. ریاضی دانشگاه صنعتی میخونم (در مودر من)
[پاسخ]
(¯`·._ شیشیلِ پیشیل _.·´¯) @ ۷:۴۷ ب.ظ
wow! باورت نمیشه اما همه ی فید ها و همه ی نظرات و جوابا رو خوندم.
بحث داغ و جالبیه که هر کسی تو این حوزه می تونه حرفشو بزنه اما به قول تو آقایون کمتر متوجه می شن که حجاب ما خانوما واسمون چه ارزشی داره یا …
این پستت باعث شد که منم فکرام رو بکنم واسه ی زدن حرفای خودم. آخه این بحثو تو شروع کردی و من به اندازه ی حقم اجازه دارم دخالت کنم یعنی یه جورایی من الآن اینجا نمی تونم همه ی نظرات و حرفای خودم رو بزنم؛ نمی دونم متوجه میشی چی میگم یا نه.
اما از دیدن خواننده ها و نظر دهنده هایی که واقع گرا هستن و منطقی صحبت می کنن خیلی خیلی خوشحالم. بهقول تو خیلی وقتا ( اونم تو نت ) نمی خوام این جور بحثا رو راه بندازم؛ چون آدمایی هستن که با بی احترامی یا … می خوان تمام ارزش ها و احترامات رو کنار بذارن و جو یه بحث سالم رو به هم بریزن.
واسه ی نوشتن یه همچین پستی ازت کمک می خوام. آخه من نمی دونم چه جوری شروع کنم که یه بحث سالم مثل تو؛ راه بندازم. تو این پس بهم کمک کن! ممنون
[پاسخ]
منیره @ ۱۰:۲۶ ب.ظ
آبجی گلم!
اتفاقا اگه تو چنین بحثی رو راه بندازی فکر کنم نتیجه گیری بهتری خواهی داشت. حداقل کسایی که وبلاگ تو رو میخونن همه از آشنایان هستند و تو میشناسیشون. میدونی حرفی که میزنن بر چه اساسیه.
شما سروری
تازه. فکر کنم تو بیشتر از من بتونی در این مسائل اضهار نظر کنی. منو که میشناسی. توی بحث های این جوری یا کم میارم یا حوصله بحث ندارم.
[پاسخ]
(¯`·._ شیشیلِ پیشیل _.·´¯) @ ۱۱:۴۱ ب.ظ
قربون آبجیم برم
این جوریا هم نیست!
می گم که واسه ی شروعش سخته
[پاسخ]
نصرت @ ۱:۲۲ ق.ظ
نیازی نیست. همین که خودت حواست بوده و برای خودت واضحه کافیه. من هم قانع شدم. اگه هم خواستی ادیت کنی، حذفشون نکن از پستت.
[پاسخ]
زهرا @ ۱۱:۱۳ ق.ظ
منیره جان دیروز از صبح فکر من مشغول حرفهایی بود که توی این پست زدی، شاید تا بعدازظهر فکر نوشتن یک جوابیه به این پست در ذهن من بود ولی آخر منصرف شدم و خواستم اینجا جوابت رو بدم، امروز توی جامعه ایران، فراتر از دولت، منظورم بین مردم هست، کسی که آزادیش سلب شده من و تو هستیم، مگر چند تا از زنان بی حجاب احتمال دارد که دست گشت ارشاد و این برنامه ها بیفتند در طول عمرشان، اما من و تو هر روز باید نگاه سنگین مردمی که دور و برمون هستند رو تحمل کنیم، متحجر، به معنای کسی که اعتقادش سخت هست، حتی به همین کسانی که با نگاهشون به من و تو توهین می کنند هم میتونه اطلاق بشه، کسی که طاقت دیدن زنی با پوشش رو به هیچ وجه نداره و تنها “اعتقاد” پذیرفته براش یک زن رنگ آمیزی شده با لباس بدن نماست، اونهم نه بخاطر آزادی اون زن، بخاطر اینکه چشمای خودش هوس و لذت بیشتری کسب کنه، اسمش متحجر نیست؟ امثال من و تو که حجاب براشون پوششه، نه وسیله ای برای رسیدن به هدف یا پوششی که اداره و محل کار مجبورشون کرده باشه، وقتی کنار زن آنچنانی می شینیم، آیا تو دلمون بهش تیکه و متلک می ندازیم یا پیش قضاوتی میکنیم راجع به تفکرات اون آدم؟ فکر نکنم اینطور باشه. ولی این پوشش در ذهن خیلی از همین مردم مساوی با کلماتی مثل: فاطی کماندو، حزبول، خشک مغز و غیره هست و نه حتی در فکرشون که شاید جلوی روت هم به زبون بیارن.
نمیدونم خواسته خیلی ها دیگه تو ایران چیه؟ کجای دنیا کسی که میخواد ساعت ۸ سرکار باشه از ساعت ۶ جلوی آینه وای میسته و بعد از دو ساعت بزک با یه لباس که یه ادم غیر ایرانی ممکنه نمونه اش رو تو پارتی ها تنش کنه، می ره سر کار!؟ دیگه چه آزادی بیشتر از این؟ آیا مشکل همون نیم وجب پارچه توری ای که برای خالی نبودن عریضه رو سرشون می ذارن؟؟
و جالبه که این باصطلاح “سلب آزادی” رو از من و تو ی بیست و اندی ساله میدونن!
در تمام این ۲۴ سال زندگی ، مثل یه آدم آزاد در “ذهنم” زندگی کردم، اگر حجاب داشتم، برای خودم بوده، نه به کسی با نوع دیگر پوشش اهانت کردم و لقب کافری و این مزخرفات رو بهش دادم و نه حتی سعی کردم کسی رو با حجاب کنم! اما هنوزم که هنوزه، حرفها و نگاهها آزارم می دن و من فقط سعی میکنم بی تفاوت از کنارشون بگذرم.
ببخش که انقدر طولانی شد، حرف درباره این قضیه برای آدمی مثل من اندازه یک کتاب می شه، و انقدر دلم پره که نمی دونم چی بگم.
فقط یک جمله: سعی نکن پوششت و عقیده ات رو برای کسی شرح بدی، آدمهای هم دردت نگفته می فهمن، و آدمهای احمق هم سربسته و سرنبسته بهت توهین خواهند کرد!
[پاسخ]
خاتون @ ۴:۳۸ ب.ظ
نیره جون واقعا این مطلبت برام جالب بود. اون لینکی هم که داده بودی یه حس تازه از حجاب بود. واقعا جالب بود
[پاسخ]
زهرا قدیانی @ ۶:۱۲ ب.ظ
سلام مجدد
آره دیگه دنیای نته! تو وبلاگ برساحل سلامت لینک مطلبو (که دو سال پیش تو مجله پرسمان چاپ شده بود) دیدم و خیلی تعجب کردم … اومدم و اومدم تا به اینجا رسیدم… بحثایی که تو فرند فید کمانگیر شده بود واسم جالب بود!
موفق باشی
[پاسخ]
منیره @ ۹:۵۹ ب.ظ
woooooooooow
چه پاسخ طولانی ای! ممنون که این قدر لطف داشتی که چنین جوابی رو نوشتی و اینا.
با تک تک جملات و حرفات موافقم. انگار حرف دل خودم بوده. در مورد تو هم باید بگم با توجه به شناختی که دارم …. خداییش ماهی عزیزم. من که خیلی دوستت دارم. هم خودتو و هم عقایدت . کاملا هم درکت میکنم نگاه دیگران چه قدر آزار دهنده است.
“اگر حجاب داشتم، برای خودم بوده، نه به کسی با نوع دیگر پوشش اهانت کردم و لقب کافری و این مزخرفات رو بهش دادم و نه حتی سعی کردم کسی رو با حجاب کنم!”
در مورد توصیه ات هم ممنون. الان هم نمیخواستم شرح بدم. خواستم مثل همیشه تجربیاتمو با بقیه به اشتراک بذارم. چون میدونم امکان داره برای افرادی (مثل خواهرم) میتونه مفید باشه
[پاسخ]
منیره @ ۱۰:۰۳ ب.ظ
اولش که خوندم شک کردم کیه که به من میگه نیره …
باورت نمیشه چه قدر خوشحال شدم وقتی کامنت تو رو دیدم. پرت شدم به سال اول راهنمایی و دوران خوش با هم بودن. بازم ممنون که به وبلاگم سر زدی.
من مدتهاست وبلاگتو به صورت نامحسوس میخونم
[پاسخ]
منیره @ ۱۰:۱۴ ب.ظ
جدی! مطلبتون مال ۲ سال پیش بود؟؟ جالبه که این مطلب یهو این قدر صدا کرد که البته همچنان هم بحث ها ادامه داره ها.
بازم ممنون که به وبلاگم سر زدین و کامنت گذاشتین.
[پاسخ]
ح @ ۱۰:۴۴ ب.ظ
سلام منیره خانم
من دیشب به سایت شما سر زدم و جوابهای شما رو دیدم. از سوالهای من که دلگیر نشدی. مطمئنم که اونقدر دل تو با صفاست که این حرفها به جای دل شکستن دلت تو رو جلا میده.
می خوام با صراحت از اون دوستی که در متنی گذاشته بود که:
” فقط یک جمله: سعی نکن پوششت و عقیده ات رو برای کسی شرح بدی، آدمهای هم دردت نگفته می فهمن، و آدمهای احمق هم سربسته و سرنبسته بهت توهین خواهند کرد! ”
گله مندی کنم چون اگه کسی بدون دلیل و آگاهی از اساس موضوعی چیزی رو بشنوه اصلا نه تنها براش ارزش قائل نمیشه بلکه ادعا به بیهوده بودن اون میکنه
حالا برای نمونه در همین مورد اگه کسی برات خیلی قابل احترام باشه و بیاد از عقاید تو انتقاد و یا بدگویی کنه بهتره که قبلش طرفه خودت رو از اصول و چارچوبت و دلایلت مطلع کنی. تا درک رفتار غلطش از روی نادانی و تمییز اون از بدخواهی کاملا مشخص بشه.
در مثال دیگه ای، خودت اگه از دلایل هر عملی که از تو خواسته بشه انجام بدی یا اگه به انجام عملی، کسی افتخار بکنه آیا این سوال پیش نمیاد که چه استدلالی پشت این عمل هست؟
و یه مثال کاملا قابل لمس اینکه یک اروپایی برای حرکتهای حتی نابه هنجارش مثل هم … بازی قانون و دلیل می تراشه و اون رو علمی و منطقی جلوه می ده!
چرا ما نه؟
=============================================
اما چند سوال از تو داشتم کهمشتاقم تا منو بی جواب نگذاری:
۱) منظور از حجاب چیه؟ همین که موها پوشیده بشه کفاف می کنه یا کارهایی هم هست ؟هر چی لازمه بنویس.
۲) تا چه حدی قابل اعتداله؟
۳) در مورد سوال ۲/ منظورتون از اینکه حجابتوت تغییر نمی کنه یعنی تا چه حد؟ مثال با روسری یا شال و پیرهن و شلوار هم مگه نمیشه حجاب داشت؟
۴) متوجه جواب شماره ۴ نشدم؟ ؟یه بار دیگه روی سوال رو بخونید.
تازه مگه از میل استفاده نمی کنید؟
موفق باشید و سربلند دوست مهربون.
[پاسخ]
ح @ ۹:۵۶ ق.ظ
سلام منیره خانم
صبح امروز به سایت نگاه کردم دیدم مطلب منو برداشتی! گفتم شاید به ایمیلم جواب دادی ولی نه! چی شده مثله اینکه از لیست اشتراک هم حذف شدم ! دلیل اون چیه؟
[پاسخ]
منیره @ ۲:۰۴ ق.ظ
نه!!
نظر شما رو دیدم. منتها آخر شب. وقت نشد بخونمش و جواب بدم. اگه دوست دارین فعلا تایید میکنم. منتها کمی صبر کنین تا جواب بدم.
شرمنده اگر کاری کردم که برداشت بد شد.
[پاسخ]
منیره @ ۲:۰۴ ق.ظ
شرمنده که دیشب تاییدش نکردم.
آخه میخواستم اول خودم جواب بدم بعد. الانم یه کم سرم شلوغه.
اینکه هم میبینین در وبلاگ جواب میدم به این دلیله که ترجیح میدم بحث های وبلاگیم رو در خود وبلاگ ادامه بدم و نه در میل.
[پاسخ]
ح @ ۲:۳۹ ب.ظ
واقعا متاسفم.
متاسفم از اینکه اسم خیلی ها را خراب کرده ایم و …..
[پاسخ]
منیره @ ۷:۵۱ ب.ظ
سختی پاسخ به شما در اینه که …
باور کنین هر بار وبلاگم رو باز میکنم این صفحه رو میارم و نیت میکنم بهتون جواب بدم ولی یا کار پیش میاد یا فرصت نیست یا ….
سختیش به اینه که یه حواس جمع میخواد که بیانی درست داشته باشه و متاسفانه این چند روز اصلا حواس من جمع نبوده.
شرمنده.
هر وقت جواب دادم خبرتون میدم.
[پاسخ]
mohamad @ ۲:۲۶ ب.ظ
سلام
این پست، پست داغی شده و منم تنها نظرمو راجع به این موضوع میگم:
به نظر من حجاب هر فرد فکر اون فرد ٍ حالا چه دختر و چه پسر و این حجاب در قالب چادر، رفتار و برخورد اون در جمع و جامعه و … ظاهر میشه و از طرفی وقتی شخصیت آدما شکل می گیره و فرد شخصیت خودشو قبول داشته باشه هر چه قدر هم که افراد اون رو سرکوب کنن نمیتونن توی اون تغییری ایجاد کنن، در ضمن قضاوت فرد در مورد دیگران بر اساس سطح فکرش انجام می شه ، ممکنه کسی شما رو یک شخصیت بزرگ اجتماعی خطاب کنه و کسی دیگه شما رو یک مذهبی خشک، اما در واقع شما همان کسی هستید خودتون خواستید باشید.
موفق باشید
[پاسخ]
ح @ ۵:۰۱ ب.ظ
فکر می کنم اگه هر استادی بخواد به سوالات شاگرداش به روش شما جواب بده خیلی سال ها طول می کشه تا حتی نیت کنه چه برسه جواب بده!
در ضمن اون چیزی که خودتون به اون مطمئن هستید خیلی راحت تر می تونید جواب بدید تا اینکه یه چیز ایده آل بخواهید جواب بدید چون به چند و چونش کاملا مشرف نخواهید بود.
[پاسخ]
منیره @ ۹:۰۰ ب.ظ
من از خودم مطمئنم ولی …
آقا اگه بگم رسما مخم نمیکشه چی؟؟ و نوشتن هم وقت گیره! به خصوص سر این بحث که کوچکترین حرفی میتونه منظور رو بد برسونه!
یا درست تر اینکه دیگه حوصله کش دادن بحث رو ندارم؟؟
پاسخ دادم. همون بالا میتونین ببینین.
[پاسخ]
منیره @ ۹:۰۹ ب.ظ
۱. مطئنا همین پوشیدگی مو فقط کافی نیست. حتی پوشیدگی لباس هم. گاهی رنگ لباس، حرکت فرد و … خلاصه هر چیزی که باعث جلب توجه و زننده باشه هم مهم میشه.
۲. اعتدال!! بستگی داره اعتدال رو چی تعریف کنین و برای چی بخواین بگین. ولی به نظر من موقعیت جغرافیایی و محیطی هم خیلی توی حجاب میتونه تاثیر داشته باشه.
۳. خوب! این نوع پوشش هم میتونه حجاب محسوب بشه ولی … بازم میگم. بنا به موقعیت محیطی میشه هر نوع حجابی رو انتخاب کرد. به نظر من فقط پوشیدگی مهم نیست. نوع پوشیدگی هم مهمه.
۴. خوب به نظر من توی عکس. اونم از نوع اواتور که فقط چهره معلومه اصلا داشتن چادر و نبودنش زیاد مهم نیست. مهم داشتن حجابشه که من در هر صورت حجابم کامل بود.
[پاسخ]
Ahmad @ ۱۱:۲۲ ب.ظ
نوشته هاتون با خطوط سمت چپ قاطی شده برام! نمی دونم چرا؟ واسه همین متن رو نخوندم اما نظرات رو خوندم!
شما و اون خانمی که نظر طولانی داده بود رو درک می کنم! ایران و مخصوصا تهران واقعا اینطوری شده!
اما مطمئن باشین خیلی هستن آدمایی که دیگه به این نتیجه رسیدن که حجاب ظاهری نشون دهنده شخصیت و درون آدما نیست!
شخصا خیلی دیدم آدمایی که با حجابن و خیلی هم باحال و باکلاس تر از خانومایی با لباس های آنچنانی!
و همینطور باحجاب و چادری هایی که از این ها فقط به عنوان نقاب استفاده می کنن که اون روشون رو پنهون کنن!
به نظر من حجاب در این دوره زمونه باید بیشتر بر رفتار یه خانوم منطبق بشه تا ظاهر!
[پاسخ]