نوشته شده توسط منیره @ ساعت۹:۳۱ بعد از ظهر در ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۷
من فقط در موادی که به منافع خودم بربخوره یک دختر بسیار حسود میشم که نگو! ولی در سایر موارد نه تنها بقیه دختر ها رو دوست دارم بلکه گاها به خاطر استعدادها و توانایی هاشون اونا رو ستایش میکنم. اسماء هم یکی از اون دخترایی هست که توی این چند روز واقعا به دوستی [...]
نوشته شده توسط منیره @ ساعت۷:۰۶ بعد از ظهر در ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۷
دو روز بود داشتم به این فکر میکردم که این همه موضوع توی سرم بوده که میخواستم در موردش توی وبلاگم بنویسم. بعد هیاتفاقاتی پیش میاومد که نمینوشتم! میخوام شروع کنم به نوشتن! و در آخر هر پست اون پست رو تقدیم کنم به یه نفری که میدونم بیشتر به دردش میخوره! برای شروع دیشب قول [...]