قضیه از اونجایی شروع میشه که یک آقای نسبتا محترمی۱ دو سه روزی دندون درد داشتند و نت پیداشون نبود۲! بعد از این غیبت طولانی۳ از من سوال فرمودند “قضیه قرار توییتری چیه؟! و زمان قرار کیه؟” یادم اومد که یکی دو باری بین دوستان توییتر بحث کردیم که خوبه دسته جمعی با هم بریم نمایشگاه کتاب! حتی یکی به شوخی شرایطی رو گذاشت۴! خلاصه این شد که رفتم پرس و جو کردم که دقیق ساعت قرار کیه؟! حالا این بر میگرده به چه روزی؟! چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت!
کسی ازجزئیات قرار توییتری خبر نداشت۵! این بود که از یه آقای محترم دیگه ای۶ پرسیدم “قرار توییتری ها توی نمایشگاه کتاب کیه؟” این آقای ایکس هم برداشت کرده که من حس ششم بسیار قوی ای دارم و میدونم فرداش با یکی از دوستانش -که اتفاقا توییتری هست- توی نمایشگاه قرار داره۷! این بود که میگه “فردا۸ ساعت ۱۱ فردا جلوی ایستگاه مترو”
…
وقتی فهمیدم قضیه برداشت بدی بوده که من از حرف بچه ها داشتم که دیگه دیر بود! فکر کن! روز اول اون نوشته من ۲۰ تا نظر داشت!! حالا بماند ۲۵۰ تا بازدید روزانه اش !!! این بود که قرار رو خراب نکردم ولی متاسفانه خود بچه ها یه کم ….
وقتی ۵ شنبه فهمیدم قرار توییتری ها جا به جا شده۹. خدا رو شکر گفتم که نرفتم!! بازدید نمایشگاه از طرف دانشگاه یک روزه بود و من مطمئنا روزی به غیر از ۵ شنبه نمیتونستم برم۱۰. احساس من اینه که این تغییر زمان دادن باعث دو دستگی شد و از تعداد افراد کم کرد.
خلاصه، حاصل این قرار ملاقات هم این شد : قرار توییتری به چه معناست؟! از وبلاگ شاخ به شاخ و کل اون مطلب خلاصه میشه به این عکس :
طبق حدسیات من (البته با کمک زهرا المورا و مریم اردکانی در اینجا) افراد به ترتیب از راست به چپ:
سیاوش /
امیر بیت اللهی /
فرشاد (آق فری چاقو کش)
محمد کشوری /
مهران /
فواد (هم شهری)
لینک مربوط : نوشته مهران در این رابطه
پ.ن.
۱.من با ایشون سر و سنگینم
۲.الان اصلا تابلو نشد کی رو میگم؟
۳. برای ایشون طولانی حساب میشه!
۴.یکیش هم این بود که آقایون با دوست دخترهاشون نرن!
۵. واقعا همه چیز شوخی بود و کسی جدی نگرفته بود!
۶. گفته دوست نداره ازش اسم ببرم. شما فرض کنین اسمش آقای ایکس هست
۷. باور کنین این قدرا دیگه فضول نیستم که بپرسم کی و کجا با بقیه قرار میذارین؟
۸. اگه دقت کرده باشین پست قرار توییتری هام هم معلوم بود همش حس میکردم قرار واسه فرداشه!! که البته بعدا اصلاح شد!
۹.از ساعت ۱۱ پنجشنبه افتاد ساعت ۱۰ جمعه!
۱۰. که البته نیتی هم نداشتم که برم
و البته میشد حدس زد که سایر خانم ها هم اهل رفتن نیستند

حمزه
زهرا
زینب
صادق و مریم
علی
مجتبی
محبوبه
مرتضی
ملیحه
مهدی
وجیهه
امیرعلی
حاصا
حامد
حدیثه
حسن
حورا
رویا
صندوقک
طاهره
مرضیه
نبی
پویا
میلاد @ ۳:۲۳ ق.ظ
این عددای کوچولو هم جالبه ها , اسکرول موسم از جاش در رفت از بس بالا پایین کردم
—————-
جواب : اولش اینا رو توی پرانتز کنار جملات نوشته بودم! بعد دیدم خیلی زیاد شد و یه خورده ضایع است! این بود که کردمشون پی نوشت! شما به بزرگواری خودتون ببخشین.
[پاسخ]
محمد کشوری @ ۹:۲۵ ق.ظ
منم فکر کردم ۵ شنبست ولی ییهو عوض کردن
[پاسخ]
Fazanavard @ ۱۱:۲۷ ق.ظ
سلام
)
منتها این بار از طریق انجمن سمپاد و اینا نه! همراه گربه ها بیارین اصفهان
چقدر کم پیدایین شما؟!
…
این بچهها کین؟
————————
جواب : من کم پیدا شدم یا شما؟!
میدونین چی شد؟!
اومدم یزد! در به در دنبالتون میگشتم تا بچه گربه هاتون رو بردارم بیارم اصفهان. که پیداتون نکردم (اسمایل خواستم بگردم دنبالتون ولی نمیشد
و یه چیز دیگه ….
رفتم خونه و خواستم DVD هایی که داده بودین رو ببینم!! به صورت خیلی محترمانه ای بعد از ۲ ماه تازه فهمیدم DVD ها رو اشتباه از انجمن برداشتم. خوب انجمن که بی منشی باشه و خودشم یه کله پا!! همین میشه دیگه!
الانم نمیدونم چه طوری و از چه طریق DVD ها رو جا به جا کنم؟
فکر کنم اون DVD های من توی انجمن گم و گور شده باشه. شما یه سری دیگه واسم بفرستین
[پاسخ]
Fazanavard @ ۳:۱۰ ب.ظ
سلام
ده روز تمام اینترنت نداشتم، الآن هم دایال آپ وصل شدم…
آخه میدونین چی شد؟! ADSL ام تموم شد
اتفاقا بچههای پولوکس حسابی بزرگ شدن، بچههای ماندانا که معلوم نیست کجا رفتن و کاستور شیطون بلاها هم هر روز جای بچههاش رو تغییر میده!
اگه میدونستم اومدین یزد یه کاری برا گربه میکردم، اصلا خودتون بیاین سوا کنید
دیویدی ها رو هم باز رایت میکنم براتون، به شرطی که بخواین ببینید
[پاسخ]
ایلیا @ ۱۱:۱۰ ب.ظ
جناب آقای مهران خان چقدر شبیه همین آواتارش یعنی شینودای جیگر میباشد ! البته از نظر گیس !
عرض شود که اسمایلی هرچی امکانات هست مال تهرانیاست !
[پاسخ]
persgolf @ ۲:۰۴ ب.ظ
دیدی منیره
دیدی چه انگهایی بهمون زدن
دیدی اینم از گزارش
باور کن میدوستم اینجوری میشه ملت میخوان مسخرمون کنن اصلاً پخشش نمیکردم عکسا رو و فقط از تو روزنامهها اجازه میدادم که پخش شه
حداقل فرهنگ مردم عادی از کاربرهای وب بیشتره
بعدش دیدی به ما بهتون زد. ما کجامون بچه بود. من دارم به زودی صاحب چند تا زن و بچه میشم والله
——————————–
جواب: شخصا عذر خواهی مینمایم.
احتمالا اونی که بهتون گفته بچه خودش مامان بزرگ / بابا بزرگ بوده
وگرنه فکر کنم شما ها هم سن و سال خود ماها باشین
به هر حال به روی خودتون نیارین
برین با هم بازی کنین و به حرف مامان بزرگ / بابا بزرگا گوش نکینن
اسمایل یه بچه نق نقو
[پاسخ]
Amir @ ۷:۱۵ ب.ظ
بعله دیگه . این پست رو فرشاد خصوصی کرده بود برداشتی پابلیکش کردی ؟
ولی جدا یادش بخیر
[پاسخ]
منیره @ ۸:۵۴ ب.ظ
من قبل از فرشاد نوشته بودمش :دی فقط ازعکس شیر شده فرفرش استفاده کردم :دی
تازه فرشاد به دلایل امنیتی خصوصی کرد! من اون دلایل واسم مطرح نبود
[پاسخ]