وقتی توییتری ها قرار ملاقات میگذارند

فرستاده شده @ ۴:۳۵ قبل از ظهر در ۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۷ توسط منیره

فکر کن؟! ساعت ۱۱ پنجشنبه ۱۹ اردیبهشت (البته من فکر میکردم امروزه که دوستان اطلاع دادن هفته آینده است) جلوی متروی رسالت قرار بچه های توییتر برای بازدید از نمایشگاه کتاب! چه شود؟! دوست دارم برم! (البته به خانواده قول دادم برم یزد!! معلوم نیست چه کنم؟) امروز کلی به این فکر کردم که قیافه بچه ها چه شکلی میتونه باشه! در این راستا داشتم بروبچز توییتر رو در نظر میگرفتم که چه شکلین؟! دوستانی که عکسشون خیلی نامربوطه زیاد ازشون تصور نداشتم به همین دلیل سعی کردم برداشتم رو از خصوصیات شخصیتیشون بنویسم. (توجه کنین اینا برداشت های منه. و در حد یکی دو هفته توییت کردن) لیست فالو های نسبتا فعالم اینان، بقیه دوستانی هم که اسم نبردم هیچ شناختی نداشتم که بخوام چیزی بگم (عکس ها به آدرس توییترشون ارجاع میده و اسم ها به وبلاگ هاشون) :

*****

Maryam Ardakani مریم اردکانی (یا به عبارتی ۵۰۶۳) : هیچ تصور خاصی از قیافش ندارم. چون اولین کسی بود که منو برد توییتر و بعد به بچه ها گفت که منو فالو کنن و الان مسبب اعتیادمه احتمالا باید مثل عکسش شیطون بلا (به معنی خوبش) باشه ولی مهربون و نازنین.

zahrahb زهرا اچ بی : خوب احتمالا شبیه همین عکس خواهد بود! منتها بی موبایل! نمیدونم چرا ته ذهنم اینه که زهرا هم مثل من چادریه (نمیدونم والا) و نمیدونم چرا باز ته ذهنم اینه که …. بی خیال!

Zahra زهرا المورا (رائوروس) : عشق من بید! خیلی خوش سلیقه و هنرمنده. از اونجایی که علایقش تا حدی شبیه خودمه احتمالا به همون میزان هم هیجانش بیش از حده. از اون مدلی ها که جیغ جیغو هم هست. (عکس قرمزش که توی وردپرس ازش استفاده میکنه رو اصلا دوست ندارم! به نظرم یه جوریه)

maryamss مریم اس اس : به قول فتحی پولدار وبلاگستانه پس لابد زیادی باکلاس هم باید باشه. و احتمالا مثل اون سه تا خانم قبلی شاد و خندونه والبته بسیار بسیار مهربون و دلسوز. من که کلی دوستشون دارم.

فت؛? یک فتحی بزرگ : فکر کن! مثلا فتحی ۱۹ ساله از آب در بیاد :D یا مثلا قدش یک متر و نیم بیشتر نباشه! اصلا اینا به کنار! صورت بادکردشو چی کار میخواد بکنه؟! روابط عمومی بسیار بالایی داره. امروز یه اتفاقی افتاد که احساس کردم زیادی چرب زبونن (میدونین یاد چی می افتم؟! رای یادتون نره ها)

mhmazidi دکتر مزیدی : از اونجایی که عکس پیشی آواتورشونه پس … استغفرالا! احتمالا یک عدد آدم جنتلمن خواهید دید با یک کت و شلوار خاکستری و یه کیف چرمی بسیار باکلاس (اگه مراسم مهمتری بود میتونستم یک عدد کروات هم به لیست اضافه کنم) راستی توجه کنین که پیام خصوصی های توییترشون در ملا عام نمایش داده میشه. نگین نگفتم!

Alireza دکتر مجدیدی : من ایشونو زیاد نمیشناسم باهاشون هم تا به حال حرفی نزدم که بخوام بشناسم ولی ته تصوراتم دکتر امیر حیدری با اون قیافه شاد و سرزنده توی ذهنم ظاهر میشه! خیلی دلم میخواد ببینمشون و قیافشون رو با صداشون که توی پادکست شنیدم مقایسه کنم.

Reza Moghadari رضا مقتدری : ایشون از دسته آمپول زن های وبلاگستان نیستند. من به کل نمیشناسمشون (فقط میدونم خوره کامپیوترن) ولی احتمالا از اون دسته آدمایی هستند که فقط آدمای باکلاس و معروف رو تحویل میگیرن.

فؤاد فواد (فامیلیش صادقیانه ;-) ) با توجه به عکسش توی ذهنم از اون پسراییه که موهاشو برق گرفته ولی رفتار و کردارش یه ذره شوت میزنه (البته با عرض معذرت از این حرفم) با توجه به اینکه سمپاد یزد درس میخونده بعید هم نیست این مدلی باشه. کنترل ناپذیر.

miladi میلادی : توی تصوراتم یه ذره توپله. شبیه همین عکس. با اینکه هم مدرسه ای هم شهری میباشد ولی چون دائم به این دو مورد خیانت میکنه احتمالا با دیدنش اخم میکنم. (الانم که باهاش قهرم) از اون مدل پسرایی که براشون مهم نیست طرف صحبتش کیه! زود صمیمی میشه و راحت حرفشو باهاشون میزنه. (راز دار خوبیه)

امیر بیت اللهی امیر بیت الهی : حیف که گفت نمیره! مگرنه همتون از وجودش کلی فیض میبردین. توی ذهنم یک عدد بچه (بچه از نوع احساسات بچه گانه) که قیافه بسیار مظلومی داره میاد از اونایی که وقتی توی جمع هست نقش “یکی به من توجه کنه” رو بازی میکنه. و البته گاهی زیادی جوگیر میشه.

Arash Zad آرش زاد : هیچ تصور خاصی در مورد سن و عقیدش ندارم. فقط میدونم اگه یه سیبیل مدل داشی بذاره به خوبی میتونه نقش “غصه نخور آبجی، خودم دخلشو میارم” رو بازی کنه. شایدم قیافش شبیه همین مربع تو در تو باشه :D

Pedram Veisi پدرام : “من کودتا میکنم!” این جملش هی توی ذهنم مرور میشه. فرض کن قیافش یه چیزی تو مایه های tux باشه. ولی از روی توییت هاش میشه فهمید احتمالا همیشه : دی هست! :D زیادی شوخه و البته بانمک.

Hamed Malek حامد ۲۰ : از شکلش برمیاد از اون بچه های ناناز باشه که خودشو واسه همه لوس میکنه. یه چیزی بگی بدش بیاد. ولی اصلا این طوری نیست! از اونایی هست که خیلی بی رگه! چیزی بگی بدش نمیاد! (یه سوزن به خودش میزنه یه جوال دوز به بقیه)

mohammad محمد آجرپاره : (یه بار یه کاری کرد که الان فکر میکنم) از اون مدل آدمای دلسوزه. یه ذره حس برادرگونه نسبت به همه داره. “خواهر من، تو خیالت راحت! من همه چیز رو ردیف میکنم”

امیر همایی امیر همایی : قیافش احتمالا همین مدلیه. آواتورش میگه : “با این آدمای بی نذاکت حرف نزنیا!” و البته “میتونم باهاتون خصوصی صحبت کنم؟” اینم به خاطر اینکه سعی میکنه حرفای دو نفره اش رو توی جمع نزنه. نمیدونم چرا توی ذهنم یه آدم مغرور و با اعتماد به نفسه.

shakh آق فری چاقوکش : فکر نکنم اصلا شبیه این قورباغه باشه. درسته اسمش فری چاقوکشه ولی دل نازکی داره. آینده نگره و احتمالا در فکر ازدواج. (توی ذهنم اون مدل پسرای قد بلندیه که روی سیبیلش خیلی حساسه و وقتی یه دختر رو میبینه بلااستثنا متلکه رو میگه! نمیدونم چرا؟)

Lukadium لوکادیوم : قیافش اگه همین مدلی باشه که تو عکسشه که خیلی بانمک و خنده داره. (نظرمو در موردش نمیگم چون یه خورده دو به شک ام)

Reza. R رضا.آر : از اونجایی که توی عمرش ۱۲ تا سیگار کشیده و عکسش شبیه آر پی جی زن هاست باید از اون آدمایی باشه که قیافش خیلی خشنه ولی … کلی چیز بانمک توی آستینش داره!احساس میکنم خیلی اهل مطالعه است.

Hamid Reza حمید (عموی نوید) : از اوناییه که خیلی آرومه ولی توی ذهنش فکرای پلیدی میپرورونه! متلک آبدار میگه. خیلی دقیقه. زیر چشمی همه چیز رو زیر نظر داره. در کل بدجنسه و دوست داره یه کم بقیه رو اذیت کنه.

Navid Kashani نوید کاشانی : هیچ تصور خاصی ندارم ولی از اونجایی که عموش حمیده احتمالا یه کم مظلوم از آب در اومده! کسی که تا حالا فرصت نکرده استعدادای خودشو رو کنه. ولی در زمان و مکان خودش یه هنرایی از خودش نشون میده که دهن خلایق باز میمونه. (کم گوی و گزیده گوی)

Mehran مهرانشون : بسیار آدم محترمی هستند. “خیلی ممنونم” رو هرگز فراموش نمیکنن. در هر مورد حرفی برای گفتن داره. منتها اگه فرصت بشه و بقیه بذارن. این توانایی رو داره که به صورت خیلی بانمکی بحث رو به انحراف بکشونه.

Mohsen محسن کوله پشتی : هیچ تصور خاصی از قیافش ندارم. ولی نمیدونم چرا توی ذهنم اینه که در هر زمینه ای اطلاعات داره و خیلی دوست داره به بقیه هم یاد بده. (مثل کوله پشتی همه چیز توش پیدا میشه)

سفیر سفیر (کشوری معروف) : قبلا خیلی اسمشونو شنیده بودم ولی تا حالا زیاد دقت نکرده بودم! تا چند روز پیش که یکی گفت مرد جوان ایشونن! ولی از توییت هاشون فهمیدم ایشون انسان بسیار بافرهنگی هستند! که توییتر رو با چت روم اشتباه نگرفتند.

Ramin سار : قیافش از پایین همین شکلی باید باشه. تعصب عجیبی روی ابونتو داره. احتمالا آدم خیلی آرومیه و بسیار محترم (همون مدل “خیلی خیلی ممنونم”) اگه پیش بیاد روابط عمومی بسیار بالایی خواهد داشت.

Pazh پژ : نمیدونم چرا احساس میکنم باید آدم پر انرژی ای باشن! از اونایی که اگه یکی گفت “آخ گشنمه” مثل جت برن سر کوچه براش خوراکی بخرن! در مورد قیافش هم تصور خاصی ندارم ۰خوب این آواتوره میزاری؟! آدم یاد مَد میوفته)

hamedez حامد عز : توی توییتر کم پیدا میشه. قبلا یه کم میشناختمش. احتمالا از اون پسرای لاغریه که لباس شلوار نخی میپوشن. ته ریش هم احیانا میذاره (البته اگه ریشی داشته باشه :D ) روی همه چیز هم غیرت داره و اینا!

mohsen محسن (نورلند) : فیلم را میجود و میبلعد! ایشونم در توییتر کم یابند ولی قبلا میشناختمشون و نمیدونم چرا از لیست جیمیلم پاک شدند! گاهی یه وقتایی دپرس میزنه. کلا آدم آرومیه. سرش به کار خودشه.

disheveled disheveled : تا به حال شناسایی نشده! ازش لینکی در دست نداریم. احتمالا یه عینک دودی بزرگ به چهره داره. اگه زمستون بود یه پالتو میپوشید یقشو میداد بالا که چهرشو شناسایی نکنن. مرموز میزنه.

AB0LH0L ابولهل : احتمالا ایشونم نرفتن و نمیرن! فعلا که اصفهان تشریف دارن. واییییییی اگه هم دانشگاهی در بیایم چی؟! فکر کن! از اون تریپ خفنا (تو مایه های امین.آ) جلوی سلف دانشگاه بیاد و سلامم کنه، من شخصا پس میوفتم.

Morteza مرتضی مرتضی : نمیشناسمش ولی میخواستم بگم وقتی ایشونو میبینم یاد بچه خرخونا می افتم نمیدونم چرا؟!

*****

و حالا خودم :

monire منیره : (قیافشو نمیگم چون خودمم) ولی خصوصیات توییتریش : یک عدد آدم بد اخلاق که روی یزد و سمپاد تعصب زیادی داره. خیلی حساسه! اگه یکی بهش بگه بالای چشمات ابروهه بدش میاد . لذت بخشه سر به سرش بذارین. به خصوص وقتی ۳-۴ نفر دست به یکی کنین و باهاش کل بندازین. اون وقته که برای اینکه کم نیاره ناخودآگاه گیج میشه!

پ.ن. حالا شما در مورد من بگین! وو البته اگه بازم کسی هست و دوست دارین در موردش حرف بزنین میتونین به این لیست اضافه کنین. و راستی یک لینک مربوط دیگه، آقای فواد یک مطلب نوشتند در مورد توییتر و موارد استفاده از اون! به نظرم خیلی بانمک میاد اینجا رو ببینین.

اینم آدرس پادکست تبریک نوروزی یک پزشک (با صدای تعدادی از وبلاگ نویسان)

  • ۴۱ نظر @ وقتی توییتری ها قرار ملاقات میگذارند
  • RSS

نظر شما چیست؟

پر کردن قسمت های * دار الزامی است

نظرات اخیر
  1. منیره @ ۶:۳۵ ق.ظ

    داشتم از خواب میمردم! ساعت ۸ صبح با یه جبری از خواب پاشدم و آماده شدم واسه امتحان! بدو بدو اومدم توی حیاط خوابگاه که بچه ها بهم گفتند امتحان بعدازظهره!
    با اینکه از خدام بود ولی ….
    خوب من الان اگه برگردم اتاق کلی ضایع بازیه!
    موندم با این حالت خواب آلود بشینم درس خوندن؟! هیچی درس نمیفهمم که! بعدشم امکان داره سر جلسه چرت بزنم.
    اگه هم بخوابم معلوم نیست بیدار بشم یا نه! تازه هیچی هم درس نخوندم.
    وای خیلی سخته ها!
    ول معطلم چی کار کنم؟

    [پاسخ]

    Star Comment Trackback
  2. گل پسر @ ۷:۴۶ ق.ظ

    سلام مامانی!
    من نباید اینجا نظر بدم چون اصلا توییتری نیستم!
    ولی خیلی از این عملتون خوشم نیومد!چون گفته بودین تا بعد از امتحان نت نمیاین ولی با این پست عجیب الطول اومدین!!!اونوقت چطور من به حرف مامانی که می گه تا شنبه که من بیام نت نیا گوش بدم!؟آخه به حرف خودتونم پای بند نیستین!؟
    در ضمن:
    رضا مقتدری : ایشون هم از دسته آمپول زن های وبلاگستان هستند. من به کل نمیشناسمشون (فقط میدونم خورده کامپیوترن)
    فکر کنم بیاد می نوشتین “خوره”!
    پ.ن:فعلا از دست شما ناراضیم و برای همین فکر کنم چند روزی پیدام نشه.
    —————–
    جواب : وای ی ی! الان یعنی منو تحریم کردی؟! :-(
    قبلا هم که گفتمت من مثل تو نیستم! اصلا استرس درس ندارم. نمره هم واسم ملاک نیست. درس خونده خدایی هستم.
    نمیدونم چی بگم.
    الان کلی ناراحت شدم.
    میخوای این مطلب رو به کل بردارم؟

    [پاسخ]

    Star Comment Trackback
  3. sara @ ۸:۰۲ ق.ظ

    خوش بگذره
    —————–
    جواب : من که نمیرم! خوب شما برین دیگه! اصلا به قول زهرا بیاین خانم ها جدا قرار بذاریم. کاری هم به آقایون نداشته باشیم.

    [پاسخ]

    Star Comment Trackback
  4. vivavida @ ۸:۰۹ ق.ظ

    می بینم که این حرکت انتحاری ( قرار توییتری ) لایک بسیاری از افراد توییتر و وبلاگستان رو در بر داشته . ببین منم دقیقا همون شکلیم :دی … بعدشم فکر می کنم ۱۱ صبح روز پنجشنبه خیلی زود باشه ها . اما من براس ناهار مزاحمتون می شم :دی … دکتر هم به نظرم گربه نیستا اون همستره انگاری … خلاصه که به امید دیدار ….
    ——————–
    جواب : شما الان کدوم شخصیت این پست هستین؟!
    من معلوم نیست بیاما! (اسمیل نمیام) نهار در خدمت بچه ها باشین.

    اون که گفتم آواتور دکتر پیشیه قضیه داره (یکی از پست های مرد جوان)

    [پاسخ]

    Star Comment Trackback
  5. فتحی @ ۸:۵۳ ق.ظ

    “یک فتحی بزرگ : فکر کن! مثلا فتحی ۱۹ ساله از آب در بیاد یا مثلا قدش یک متر و نیم بیشتر نباشه! اصلا اینا به کنار! صورت بادکردشو چی کار میخواد بکنه؟! روابط عمومی بسیار بالایی داره. امروز یه اتفاقی افتاد که احساس کردم زیادی چرب زبونن (میدونین یاد چی می افتم؟! رای یادتون نره ها)”

    خیلی جالب بود. من خودم رو عمرا نمی توانم یک متر و نیمی در نظر بگیرم. حدود ۴۰ سانت اشتباه کردید! راستی قرار مگر امروز است؟ من خبر درستی نداشتم. در هر حال با این لپ گنده نمایشگاه که هیچی دم در خونه هم نمی توانم بروم. خدا کند دندون دردم خوب شود چون به کسی قول دادم حتما ببرمش نمایشگاه. تازه اون از کیش قرار است بیاد نمایشگاه. شما خودتونم هستید؟

    درگوشی: در مورد روابط عمومی لطف دارید. فکر کنم زیادی اغراق کردید. من و چرب زبونی؟ اتفاقا من خیلی هم نازم. می خواهم حرف بزنم زبونم زیر پام گیر می کنه ;)
    ————————-
    جواب : اولش فکر میکردم قرارتون امروزه. اصلا به همین خاطر بود که این قدر عجله ای نوشتم! شاید اگه میدونستم اون هفتست بیشتر روش وقت میذاشتم.
    در مورد شما تنها کسی بودین که برعکس برداشت هامو گفتم! این تیکه ای که گفتم قد یک و نیم رو واقعا خودم داشتم روده بر میشدم.

    نه! اغراق نکردم. یه چیزی دیدم که میگم! در مورد چرب زبونی هم بر میگرده به قضیه آمار. نمیدونم چرا یهو حس کردم زیادی دارین تحویل میگیرن. به هر حال ممنون.

    [پاسخ]

    Star Comment Trackback
  6. فتحی @ ۸:۵۵ ق.ظ

    راستی رضا مقدری فقط همون خوره کامپیوتر است. آمپول زن نیست. اسمایلی نکه دکتر مجیدی آمپول زن است. بنده خدا. حیف این همه درس خوندن

    پی نوشت: کلمات بعد از اسمایلی همه جزو اسمایلی هستند :)
    ————————
    جواب : ممنون از اینکه اشتباهمو گوش زد کردین.
    ادیت شد. اسمایل گفتم که نمیشناسم.

    [پاسخ]

    Star Comment Trackback
  7. raoros @ ۱۰:۲۶ ق.ظ

    قربون آبجی! من انقدر دلم میخواد بیام ولی بهم اجازه ندادن! بذار یه ذره مخ بزنم شاید اجازه دادن/ بعد اون آواتار قرمزه من که خیلی خفنه که! یه دختر نقاش که اگه کاراشو ببینی مخ می ترکونی طراحیش کرده/
    ایشالا بتونم بیام ببینمت
    —————————
    جواب : تو مگه کجایی؟! خوب شاید منم نیام (یعنی به احتمال زیاد نمیتونم بیام) به هر حال انشاء ا… یه فرصت دیگه حتما همو میبینیم. اصلا یه بار پاشین خانم های توییتری بیاین اصفهان. من خودم قول میدم همه جا رو نشونتون بدم و کلی بهتون خوش بگذره. مهمون من (اسمایل باور کن من اصفهانی نیستم)

    در مورد آواتور هم …. خوب چشمای تو خالیش یه جوری به نظر میرسه!

    [پاسخ]

    Star Comment Trackback
  8. زهرا @ ۱۱:۰۵ ق.ظ

    سلام منیره جان
    اولش بگم که من همه رو نخوندم فقط چن تای اول رو خوندم:
    در مورد خودم بگم که نه خانومی من چادر سرم نمیکنم. یعنی مانتویی بیده ام ولی چرا آخر حرفت رو خورده ای ؟:-)

    در مورد مریم چون همدیگه رو بارها دیدیم و میشناسیم (همدانشکده ای) باید بگم آره راست میگی. یه خانوم خوشتیپ و قد بلند و خیلی مهربووووووووووووونه.

    در مورد زهرا المورو نظر منم همینه. همش فکر میکنم شبیه این شاهزاده خانومای فرانسویه

    در مورد دکتر مجدیدی و مزیدی من برعکس تو. یعنی تا همین ۳ روز پیش فکر میکردم دکتر مجیدی اقلا ۴۰ ساااااالش هست و دکتر مزیدی رو براش ۵۰ سال بریده بودم چون شبیه این باباهای خوش قلب و مهربونه. یه سوال تو چطوری صدای اینا رو شنیدی؟ کجا؟آیا؟
    یعنی همین دو سه روز پیش یک فتحی گفت که نه بابا اینا حدودای ۳۱ ساله هستند. یعنی فکر کن فقط ۶-۷ سال از ماها بزرگترنننننن

    آها راستی من فکر میکنم یک فتحی تین ایجر باشه:-) حالا احتمالا این یکی مثلا میزنه و ۴۰ ساله میشه. ببین کی گفتم.
    اون یکی هم رضا مقدری هست:دی تو کامنتا نوشته بود که آمپول نمیزنه:-)
    ———————–
    جواب :
    پس در مورد چادر اشتباه فکر کردم. (احتمالا زیادی مانتویی هستی :دی) یادم هم نیست ته جملم چی بود که حرفم رو خوردم. احتمال میدم اگه ببنمت خیلی خیلی بیشتر از اینا دوستت خواهم داشت.
    در مورد دکترین! من چون یک سری دوست دارم (همین آقای دکتر امیرحیدری که اسم بردم) که دکترن و اینا! کاملا میتونم اونا رو هم مثل دوستای خودم ببینم و سنشون رو با توجه به صداشون ۳۰ سال بیشتر در نظر نگیرم. صداشون هم توی پادکست …. ادیت کردم پستمو! آخر پست آدرس پادکست رو گذاشتم.

    فکر کن! فتحی ۵۰ ساله در بیاد :D

    در مورد آمپول زنی مقتدری هم درستش کردم. مرسی از تذکرت. (فکر کنم من از وب تو برداشت کردم که آقای مقتدری آمپول زنن)

    [پاسخ]

    Star Comment Trackback
  9. پژ @ ۱۱:۵۷ ق.ظ

    تو رو خدا ببین چجوری هندونه زیر بغل آدم میزارن! حالا تا رسیدیم اونجا و سلام علیکی کردیم فوری یکی تشنه اش میشه! “پژم! عزیزم! برو یه آب معدنی بگیر واسم!”
    اون یکی گرسنه اش میشه: “پژ جان! هایدا جان! ساندویچ جان! بیار که من نوش جان!”
    و همگی بستنی میخوان: “ای عزیزترین پژیا! بستنی بگیر زودی بیا!”
    .
    .
    .
    اصلنم من که نمیام! اسمایلی گهر گهر تا روز گیامت! :) )

    پ.ن.
    خواهر جان! من هر چه هنر داشتم در آواتارم خالی کردم! گیر نده دیگه :) )
    ————————-
    جواب : خوبه که! کمک به دیگران یکی از صفات پسندیده است. اسمایل آیت ا… منیره
    نه! قهر و اینا نداشتیم! (شما ترکین؟! ق رو میگین گ؟! ما یزدیا ق رو میگیم خ :D )

    من ایرادی به آواتورتون نگرفتم! آواتورتون یک لوگوی بسیار خوشکلیه که منو یاد چیزای خیلی خوبی میندازه. منتها چون میخواستم قیافتون رو ترسیم کنم هی آواتورتون میومد جلو چشمم و قایفتون رو اون شکلی میدیدم :D

    [پاسخ]

    Star Comment Trackback
  10. مریم @ ۱۲:۴۲ ب.ظ

    با این تعریفی که از من نوشتی همین روزاس که اداره مبارزه با مواد مخدر منو بازداشت کنه! راستی من اردکانی هستم نه اردکانیان! البته مهم نیست چون همه همیشه همین اشتباه رو می کنن!
    ———————–
    جواب : اگه دیگه توییتر خودش یه ستاد مبارزه با اعتیاد باز کنه! :D
    فامیلیتون رو ادیت کردم. راستی شما ته و ریشتون یزدیه؟! اردکان مال یزده! اسمایل ناسونالیستی یزدی.

    [پاسخ]

    Star Comment Trackback
  11. گل پسر @ ۲:۱۴ ب.ظ

    نه اینقدر نیست که بخوای مطلب رو برداری!
    من چاکر بروبچس توییتری هم هستم!:دی…
    فقط هر کی رو کی رو گول می زنی ، خودتو . . .
    ———————
    جواب : من چاکر تو گل پسرم هستم. خودمو هم گول نمیزنم! آخه تو که منو خوب نمیشناسی. بذار! بعد از کنکورت سر فرصت. خوش باشی.

    [پاسخ]

    Star Comment Trackback
  12. mohsen @ ۲:۵۲ ب.ظ

    کاش واقعن میشد آدم از هر چیزی اطلاعات داشته باشه. ولی جدن من دوست دارم هر چی بلدم منتقل کنم البته باید پایش پیدا شه :)
    ای کاش قرارتون شنبه هفته بعد بود تا منم میتونستم ببینمتون. به هر حال خوش باشید و سلام منو به دوستان برسونید.
    ————————–
    جواب : منیره در خدمت گذاری حاضره!
    کلا یکی از خوصوصیاتم اینه که تشنه آموختنم! حالا از هنریجات گرفته تا تکنولوژی و IT و ….
    در مورد قرار! امیدوارم شما برنامتون جور بشه و برین. من شخصا خودم معلوم نیست برنامم چی باشه. آیا بتونم برم یا نتونم!

    [پاسخ]

    Star Comment Trackback
  13. پژ @ ۳:۲۹ ب.ظ

    شوخی کردم خانم جوان عزیز :) همیشه گفتم و میگم “اگه کاری از دستت برمیاد، باید انجام بدی”‌ اسمایلی آقا غلامرضا تختی!
    ———————–
    جواب : من ۲-۳ هفته با خانم جوان زندگی کردما! شما ها زدین زندگیمو خراب کردین. اسمایل آه از نهادم بیرون آمد.
    ممنون از لطفتون.
    پس از این به بعد دائم باید منو تحمل کنین.

    [پاسخ]

    Star Comment Trackback
  14. آرش زاد @ ۳:۵۲ ب.ظ

    من یکی از کم سن و سال های جمع هستم…!
    یا مثلا، هم سن و سال ها…!
    قیافه هم که در نت موجود هست…!
    فعلا که کلی میتینگ محتلف دعوت شدیم…!
    احتمالا اگر بتونم میام تا بچه هارو ببینم…
    امیدوارم شما هم با دعاهای بچه بتونین بیاین…!!
    ———————–
    جواب : انشاء ا… شما هم میتونین و میاین. برای بار n ام میگم : احتمالا من نمیام. ولی خیلی دوست دارم عکس دسته جمعیتونو ببینم.
    در مورد کم سن و سال بودنتون هم …. آره! من شخصا احساس میکنم برادر کوچکترمین. اسمایل خودم از قبل میدونستم. :D
    خوش باشین ;-)

    [پاسخ]

    Star Comment Trackback
  15. محمد @ ۳:۵۷ ب.ظ

    :) ) خیلی باحال بود دمت گرم!
    یه جوری از من نوشتی که آدم یاد آقادایی سریال زیر تیغ می‌افته! اما تفاوت بین قضات از روی نت تا واقعیت چقدر جالبه!
    بعدش اینکه معمولا شبای امتحان ذهن آدم باز می‌شه! :‌))
    ———————-
    جواب : من سریال زیر تیغ رو نمیدیدم! حالا این آقادایی که گفتین شبیه شما هست یا نه؟! ;-)
    آره دیگه! شب امتحان شب تا صبح بشینی پست نت و درس هم هیچی نخونده باشی! معلومه که مخ آدم باز میشه. آخه فسفری نسوزونده که بخواد کم بیاره :D

    [پاسخ]

    Star Comment Trackback
  16. پدرام @ ۷:۰۶ ب.ظ

    من تازه الان اینجارو دیدم٬مریم لینک داد :D

    حالا من شبیه تاکس شدم٬ها؟یکی طلبت :D

    اصلا حالا که این طور شد من علیه مت بزرگ کودتا می کنم این وبلاگا رو از دست شماها در میارم که دیگه از این چیزا ننویسید (اسمایلی بیشین بینیم بابا) :D
    ——————-
    جواب : شما شبیه تاکس بودین! دو تا طلبم :D
    مت بزرگ کیه؟!
    چرا وبلاگ رو جمع بستین؟! مگه چند تا وبلاگ اینجاست؟ چرا شما رو هم جمع بستین؟ مگه وبلاگ مال چند نفره؟
    اسمایل خوشم اومد کم اوردی :D

    [پاسخ]

    Star Comment Trackback
  17. محسن @ ۷:۳۴ ب.ظ

    چه کار جالبی کردید خیلی ایده نابی داشت. در ضمن اینو خیلی وقت بود میخواستم بگم که پست های عمومی شما خیلی کمه مثلا خیلی خصوصی مینویسید در باره سمپاد و یا رشتتون اگر کمی عمومی تر کنید برای من که از این دایره به طول کلی خارج هستم هم مفهوم میشه. البته جسارتم را ببخشید تنها پیشنهاد بود. سفرنامه شیرازتون هم خیلی خوب بود که زمان خودش یادم رفت براتون کامنت بذارم .
    راستی برای نمایشگاه توییتری ها قراری گذاشتند؟
    —————–
    جواب : ممنون از نظر انتقادیتون. احتمالا حق با شماست.
    و ممنون از لطفتون. :-)

    اگه پست رو خونده باشین اولش توضیح دادم که قرار توییتری ها کیه؟

    [پاسخ]

    Star Comment Trackback
  18. پدرام @ ۹:۵۷ ب.ظ

    اولا بذار من جواب بدم بعد بگو کم آوردی :D

    در ضمن مت بزرگ همون رئیس بزرگه وردپرسه :D

    شماها هم یعنی وردپرسیا :D
    —————–
    جواب : مرسی از توضیحاتتون ;-)

    [پاسخ]

    Star Comment Trackback
  19. ابولهل @ ۵:۰۶ ق.ظ

    تا قرار ملاقات شش روز دیگه وقت باقی‌ه، احتمال زیاد من اواسط هفته برم نمایشگاه. خوشحال میشم اگه بتونم خودم رو روز ملاقات به توییتری‌ها برسونم! (البته فکر کنم بچه‌های انجمن برای مراسم خانم مقصودی برنامه دارند که اگه این‌طور باشه همه برنامه‌هام عوض میشه)
    توهمات فانتزی باحالی داری، مثلا: “تریپ خفن” ، “دانشگاه” ، “سلف” ، “سلام کردن من” و “پس افتادن تو”
    پس بابت دانشگاه هم خیالت راحت!!!
    ———————–
    جواب : بازم میگم! معلوم نیست من برم یا نه! کانون اتوبوس نمیذاره؟! (احتمالا اگه بذاره فقط خود کانونی ها رو میبره! جدیدا که کانون این مدلی شده)
    در مورد سلام هم شوخی کردم، من از بچه مسجدیش گرفته تا تریپ خفنش، همه نوع دوستی دارم و مشکلی با سلام کردن ندارم.

    [پاسخ]

    Star Comment Trackback
  20. Amir @ ۱:۲۳ ب.ظ

    نمی دونستم اینقد شخصیت خفنی از من تو ذهنتون هس . از خودم بدم اومد . اسمایلی آدم خفن

    [پاسخ]

    Star Comment Trackback
  21. persgolf @ ۲:۰۱ ب.ظ

    سلام
    خیلی ممنون از این مطلب
    امیدوارم هفته بعد بتونی بیای تا با هم به دخترها تیکه بندازیم و مسخرشون کنیم و بخندیم :)
    به قول یکی از بچه ها که میگفت که من ۲ ام یعنی ۲ مترم/ اما من قدم بلند نیست :( اما همیشه دوست داشتم قدم بلند بود :) اسمایلی سرخوردگی
    تو این بچه ها من فواد و کشوری رو از نزدیک دیدم
    البته یک مقداری شبیه این توصیفی کردی هست اما شوت نیست اسمایلی رفیق جون جونیم
    به هر حال متن بامزه ای بود و خیلی حال کردیم
    منیره جان امیدوارم این نظرم پاپلیش شه
    خیلی چاکرم
    ——————–
    جواب : اسمیل نگاه چپ چپ! میخواین به دخترا تیکه بندازین؟! اونم تازه با خود ماها؟! دست مامانتون درد نکنه با این پسر بزرگ کردن :دی
    در مورد آقای فواد هم شوت رو محض شوخی گفتم! مگرنه استغفرلا! سمپادی و شوت بودن؟!
    نظر همه دوستان پابلیش میشه! البته اگه خودشون دقت کنن و حواسشون باشه نظر ثبت بشه.
    ما بیشتر.

    [پاسخ]

    Star Comment Trackback
  22. gerashi @ ۲:۰۵ ب.ظ

    من چی پس :دی
    ————————
    جواب : من به بقیه بچه های توییتر هم گفتم! واقعا شرمنده ام، آخه خیلی هاشونو خوب نمیشناسم یا زیاد با هم حرف نزدیم. انشاء ا… دفعه بعد.
    اصلا بیاین نمایشگاه تا از نزدیک بشناسیمتون.

    [پاسخ]

    Star Comment Trackback
  23. Mehran @ ۲:۰۵ ب.ظ

    هه‌هه! جالب بود…حالا واقعا من اینجوریم؟! :ی
    ———————
    جواب : خودتون باید بگین آیا هستین یا نه؟! تازه عکستونو هم توی توییتر عوض کردین! الان خیلی بیشتر میشه در موردتون نظر داد. خوش باشین.

    [پاسخ]

    Star Comment Trackback
  24. مریم @ ۲:۴۴ ب.ظ

    جدی همه باورشون شده من خیلی بچه مایه دارم.برا خودمم جالبه.فقط بگم ییهو شوکه نشین اگه با یه دختر شلخته رو به رو شدین.چون دیگه شلختگی به مایه داری ربطی نداره…جدا از شوخی منم خیلی دوست دارم همه رو ببینم.اگه بتونم حتمن میام(البته اگه خانومی بیاد چون تنهایی با آقایون سختمه)
    ———————-
    جواب : شلختگی که عیب نیست :D نمونش خود من! نمونه بارز یه دختر شلخته. غصه نخوریا! الان باید خوشحال باشی که در این مورد تنها نیستی. اسمایل ما همه نوعه تابع شماییم حتی در مورد شلختگی.
    بازم میگم معلوم نیست من بیاما! ولی با بقیه خانم های جمع هماهنگ کن! اون یکی مریم خانم، دو تا زهرا ها!
    خوش باشین همگی.

    [پاسخ]

    Star Comment Trackback
  25. فؤاد @ ۳:۲۰ ب.ظ

    آخی، به آدم بگن شوت بعدش من چی کامنت بدم؟ نه خدایی سمپادیا شوتن اما من یه سمپادی اصیل نیستم، سمپادی دسته‌بیلم از اونایی که می خوام صد سال سیاه سمپاد نرفته بودم! اسمایلی حالم جا میاد و اینا!
    در ضمنشم شوتی از خودتونه و این حرفا.
    از شوخی گذشته ممنون از مطلبت خودم رو نمی‌شناختم که شناختم، بقیه رو تقریبآ می‌شناختم.
    ————————-
    جواب : نظر آق فری شاخ به شاخ رو هم بخونین!
    من توضیح دادم شوخی کردم که شوتین. مگه سمپادی میتونه شوت باشه؟!
    اینی هم که گفتم بیشتر بابت گیج شردن بود و به خاطر چشمای پیچ پیچی اسمایلتون بود.

    در مورد سمپاد هم بیشتر توضیح بدین. اسمایل آدمی که هیچی نوفهمه. :D
    راستی فردا روز سمیاده. روزتون مبارک

    [پاسخ]

    Star Comment Trackback
  26. raoros @ ۳:۴۶ ب.ظ

    زهرا اچ بی گفته: در مورد زهرا المورو نظر منم همینه. همش فکر میکنم شبیه این شاهزاده خانومای فرانسویه

    این اخرش بود به خدا :) ))))))))))))))))))))))))
    ای یکی منو بگیره پرت شدم پایین !

    [پاسخ]

    Star Comment Trackback
  27. لینک‌های روز (02-05-2008) « بامدادی @ ۱۱:۱۳ ب.ظ

    [...] وقتی توییتری ها قرار ملاقات میگذارندمولانا در تاکسیپایان دوران شیرین انحصارروز جهانی [...]

    Star Comment Trackback
  28. فتحی @ ۴:۵۱ ب.ظ

    اوا خاک به سرم خواهر. چرا همتون گیر دادید به سن و سال من. در ضمن. ۵۰ یه خورده زیاده ولی چه اشکال داره حدود ۴۰ باشم؟ دلم که جوونه. نیست؟
    ———————–
    جواب : شما دوران دانشجوییتون بعد از جنگ بوده! یعنی همون ۴۰ سال رو حتما دارین :D

    [پاسخ]

    Star Comment Trackback
  29. یک دخمل @ ۶:۰۸ ب.ظ

    منم میام! کِی؟ کجای نمایشگاه به اون بزرگی قرار کردن؟اگه آقایونم بیان خوبه.اگه قرار جدیه بگین منم بیام!من قبلا وبلاگ داشتم و کلا وبلاگ خون قهاری هستم واسه خودم! کیا قراره بیان(واقعا)؟
    ——————
    جواب : اول پست هم گفتم ولی باز اینجا هم میگم. ساعت ۱۱ پنجشنبه ۱۹ اردیبهشت جلوی ایستگاه مترو!
    شما هم برین (من نمیام) انشاء ا… جمع همه وبلاگ نویسان جمع خواهد بود. خوش بگذره.

    [پاسخ]

    Star Comment Trackback
  30. چشم غمگین @ ۶:۲۶ ب.ظ

    فیس بوک عضو نیستی؟ اونجا می تونی زودتر از قرار ملاقات توئیترانه چند تا از چهره ها رو ببینی! :)
    ——————–
    جواب :
    عضوم! ولی زیاد چک نمیکنم. سالی یه بار! کجا میتونم پیداشون کنم؟
    راستی بابت کل کل اون روز (کل کل که نه! کامنت پی در پی) توی وبلاگ آق فری هم معذرت میخوام.

    [پاسخ]

    Star Comment Trackback
  31. disheveled @ ۱۰:۲۰ ب.ظ

    ما قصدمان براین هست که آخر هفته یعنی همان پنجشنبه را تهران باشیم، اما شک داریم بتوانیم در جمع دوستان حاضر شویم، به هر حال سعی میکنیم بشویم، و شاید هم آمدیم و از دور دوستان را دیدی زدیم و رفتیم، تا همچنان ناشناس بمانیم، البته اگر خیلی اصرار کنید شاید بیاییم. نکته ی جالب تتعجب! و توجه برای ما چادری بودن نگارنده بود.
    ——————
    جواب : شما هم به زودی شناخته خواهید شد.
    من نیمرم نمایشگاه! شما میتونین برین و از دور بقیه دوستان رو دید بزنین. اگه عکسی هم گرفتین لطفا برای منم بفرستین ;-)
    در مورد چادری بودنم هم، مگه بده؟! خوب چادریم! کجاش تعجب داشت؟

    [پاسخ]

    Star Comment Trackback
  32. بهنام کاشانی @ ۱:۵۷ ب.ظ

    من رو یادتون رفت بگید !

    پسر عموی نوید ، و پسر برادر حمید ، و نامزد زهرا (raoros) ….
    ———————–
    جواب : نـــــــــــه! :-O نامزد زهرا؟! نکنه اینم از اون شوخی های فامیل بازی نتیه؟! جون هر کی دوست دارین تفهیم کنین! دارم شاخ در میارما!

    من فقط یک بار توی توییت دیده بودمتون، به خاطر فامیلیتون حدس میزدم برادر آقای نوید باشین. خوب الان فهمیدم پسر عمویین.
    بعدش هم! من که شناختی ندارم. حتی تو لیست فالو هام نیستین که بخوام در موردتون بنویسم.
    اسمایل دختری که دلش میخواست بنویسه ولی خداییش نمیتونست :-(

    [پاسخ]

    Star Comment Trackback
  33. فتحی @ ۲:۰۰ ب.ظ

    نه بابا. ۴۰ سال کجا بود. من تازه به سن بلوغ رسیدم :)
    ——————–
    جواب : شما خودتون با خودتون درگیری دارینا!
    تکلیف ما رو روشن کنین!
    من یه بار میگم ۱۹ سالتونه میگین نه! یه بار میگیم ۵۰ سال رو دارین میگین نه ۴۰ سالمه! وقتی هم قبول میکنیم ۴۰ سالتونه میگین تازه به سن بلوغ رسیدین؟!
    اصلا حالا که این طوره سنتون رو من تایین میکنم : شما ۲۶ سال و ۹ ماه سن دارین! نه بیشتر! نه کمتر! دیگه هم روی حرف من کسی حرف نزنه.
    اسمایل دیکتاتوری بیش از حد.

    [پاسخ]

    Star Comment Trackback
  34. محمد @ ۹:۳۵ ب.ظ

    من تقریبا یکی دو هفته ست اومدم تویتر. تو همین مدت هم از فضای موجود لذت بردم. بعضی از فولو هام رو قبلا جای دیگه میشناختم به همین خاطر مشتاقم هم اون دوستان و هم فولو های دیگه رو ببینم.

    [پاسخ]

    Star Comment Trackback
  35. علی راد @ ۱۲:۵۰ ب.ظ

    چه کار قشنگی کردی
    من به عنوان یه وبلاگ خون حرفه ای و البته نه وبلاگ نویس که چند سال فقط میخونم ونظر میدم به جامعه وبلاگ نویسا پیشنهاد میدم که این بازی رو به شکل بزرگتر راه بندازن بعد از یه مدت اونایی که توانشو دارن عکساشونو بزارن………..
    یا نه حرفمو پس گرفتم در مورد این آخری
    همین یه بازی راه بندازین
    باحاله
    اسمایلی لامپ بالای سر من

    [پاسخ]

    Star Comment Trackback
  36. فرندفید و توییتر « دل زده @ ۱۰:۵۶ ب.ظ

    [...] ۲- یادداشت‌های یک دیوانه: وقتی توییتری‌ها قرار ملاقات می‌گذارند [...]

    Star Comment Trackback
  37. محمد کشوری @ ۱۲:۴۰ ق.ظ

    من ؟ مرد جوان ؟ بحث به کجا رسید من اونموقع ها که کم ریپلای میدم دارم با موبایل توییت میکنم البته با فرهنگ که هستم در کل ولی ریپلای هم میزنم :دی . کشوری معروف کیه ؟ خیلی جالب بود ممنون . فتحی رو هم ولش نکنید تا سنشو نگفته نزارید بره ها !!!
    ——————
    جواب : نمیدونم والا! خودمون هم به شک افتادیم که مرد جوان کیه؟! جدی شما نیستین؟! خبر ندارین خانوم جوان کیه؟! ما دنبال هویت واقعی این دو نفر هستیم!
    من قبلا اسمتون رو زیاد شنیده بودم ولی شناخت آن چنانی (حتی در حد وبگردی و لینک خونی) هم نداشتم.
    در مورد فتحی هم! به چشم!! ما آمار مردم رو سه سوته رو میکنیم :D

    [پاسخ]

    Star Comment Trackback
  38. منیره @ ۹:۴۶ ق.ظ

    الان ساعت ۱۱:۱۵ دقیقه است! نمیدونم قرار توییتری ها در چه حاله و کیا رفتن کیا نرفتن.

    پ.ن. من ۲ روزه اومدم یزد! اینجا اینترنتمون قطعه. الانم قاچاقی وصل شدم.

    [پاسخ]

    Star Comment Trackback
  39. فتحی @ ۶:۵۲ ب.ظ

    کشوری جان شما هم؟ اسمایلی بغض در گلو!

    [پاسخ]

    Star Comment Trackback
  40. سینا @ ۱۱:۲۶ ق.ظ

    ای خدا از دست این بشر! حامد (parsish.com) کجاش نازنازیه؟ حالا خوبه من عکسشو دیدم! یه چی میگی واسه خودت. تقریبا همه پسرا رو اشتباه نوشتی.
    ——————-
    جواب : مطلب “پشت پرده یک گفتگوی محرمانه” تون روخوندم! خوب! حق با شماست! آقای حامد ۲۰ اصلا هم مظلوم نیستند و همچنین شما :دی
    اندازه ای که پارسیش رو به خاطر گل روی حامد.ع میخونم! مگرنه تا وقتی که برام روشن نشده منظورتون از اون جای گفتگو که از من اسم بردین چی بوده دیگه …
    جملم یادم رفت :D

    [پاسخ]

    Star Comment Trackback
  41. Saar @ ۲:۴۵ ق.ظ

    ماااااااا! الان دیدم این پست رو!!!
    “قیافش از پایین همین شکلی باید باشه. تعصب عجیبی روی ابونتو داره. احتمالا آدم خیلی آرومیه و بسیار محترم (همون مدل “خیلی خیلی ممنونم”) اگه پیش بیاد روابط عمومی بسیار بالایی خواهد داشت.”
    بد اینا همه رو از کجا فهمیدی!!!

    [پاسخ]

    Star Comment Trackback