تا الانش هم هنوز مطمئن نبودم این شیراز رفتنم قطعی باشه. قضیه اینه که از طرف بچه کاشونی ها میبردند شیراز و از اونجایی که دو تا از هم رشته ای هام مسئول این اردو هستند من دعوت ویژه شده بودم. ولی دیروز زد و این دو تا با هم دعوا کردند! یکیشون (با این یکی صمیمی ترم) میگفت اصلا من نمیرم
منم گفتم اگه تو نری من چرا برم؟! خلاصه امروز یه کم میونشون بهتره. فعلا که همه چیز رو به راهه! یه اردوی ۲-۳ روزه به شیراز!
اون ورا کاری ندارین؟! چیزی نمیخواین؟! میدونین که! اگه کارم داشتین با گوشیم تماس بگیرین : ۰۹۱۳۳۵۲ بقیشو بدو
شایدم از طریق ویویو به اپم. اون توییتر که آپلود از طریق موبایل نداره! تازه جدیدا هم شده یه چت روم واقعی مجبور شدم به همون ویویو پناه ببرم.
راستی این چند روز هوای پسر گلم رو داشته باشین، یه وبلاگ گروهی زده : اینجا

حمزه
زهرا
زینب
صادق و مریم
علی
مجتبی
محبوبه
مرتضی
ملیحه
مهدی
وجیهه
امیرعلی
حاصا
حامد
حدیثه
حسن
حورا
رویا
صندوقک
طاهره
مرضیه
نبی
پویا
starry2 @ ۱:۳۰ ب.ظ
سلام،ممنون مامانی که به فکر من هستی
[پاسخ]
منیره @ ۳:۴۹ ب.ظ
۵.۵ حرکته! مگه بچه ها میذارن؟! اومدم سایت. خوش باشین همگی
[پاسخ]
ehsan @ ۶:۱۶ ب.ظ
هییییییییییییی خدا دل می سوزونیدا من که دارم اینجا فسیل می شم اصلا تصور نمی کردم زندگیه دانشجوها خوابگاهی اینجوری باشه به هر حال ان شاا.. که به سلامتی برگردید
خوش بگذره جای ما هم خالی کنید
——————————
جواب : نه! همیشه این خبرا هم نیست ولی گاها که این اتفاقات میوفته خیلی فیض میبریم.
مگه الان کجایی؟ نکنه رفتی تهران؟
[پاسخ]