بعد از ۶ ماه٬ تازه یک ماه پیش فهمیدم پدر هم اتاقیم هم شغل پدر من هستند! و چه عجیب است این همه تفاوت بین من و او! فقط هم این نیست. خفن ترین دختر خوابگاه هم٬ چنین است. نمیدانم مشکل از شغل پدرانمان است که یکی را این جور بار میاورد و دیگری را …. یا مشکل از جامعه کنونی است؟!
امشب یکی رو پیدا کردم که درست مثل خود من است! پدرش را دوست دارد و به شغل پدرش افتخار میکند. منتها (و به دلایل خاص خودش) تمام سعیش را میکند که در نت نه تحت تاثیر موقعیت شغلی پدرش قرار گیرد و نه چیزی درباره عقاید شخصیش بگوید (این که من فهمیدم هم به خاطر حس کنجکاوی و ششم خودم بود) از آشناییش خوش وقتم!
پ.ن. امشب کلی یاد اون مطلب افتادم که در مورد dadyام نوشتم.

حمزه
زهرا
زینب
صادق و مریم
علی
مجتبی
محبوبه
مرتضی
ملیحه
مهدی
وجیهه
امیرعلی
حاصا
حامد
حدیثه
حسن
حورا
رویا
صندوقک
طاهره
مرضیه
نبی
پویا
مریم طباطبایی @ ۴:۱۰ ب.ظ
می بخشید اما نگفتین شغل پدرتون چیه؟ البته اگه دوست دارین!
[پاسخ]