ساعتها غارتگران عمرند

فرستاده شده @ ۵:۲۷ قبل از ظهر در ۲۷ فروردین ۱۳۸۷ توسط منیره

دیگه به هیچ چیز اعتماد ندارم! حتی به چشمای خودم! حتی به خطوط مخابرات و سیستم های مجهز کامپیوتری و google map و سایت whois و هر چیزی که پرده ای باشه بین من و تو!

میدونی!

دلم برات تنگ شده! خیلی زیاد. میترسیدم بری و دیگه برنگردی. همین ترس باعث شد …. الان که فکرش میکنم میبینم احتمال داره همش حدسیات خودم باشه! حدسیاتی که به هیچ چیزش مطمئن نیستم و خوشحال میشم اگه بهم بگی مثل همیشه در اشتباه بودم و این بار هم تو پیروز شدی و به راحتی تونستی گولم بزنی. کاش تو هم یه چیزی میگفتی و از این بلاتکلیفی و گیجی بیرونم میوردی! تا زمانی که خودت (و با زبان خودت) بهم نگفتی کجایی٬ آمریکای لاتینی یا اروپای جنوبی٬ برایم همین نزدیکی هستی. شاید یزد باشی٬ شاید اصفهان٬ شاید هم تهران باشی!!

دوستت دارم٬ اندازه تمام اون ۲۴۵۴۴۸ ساعتی که نفس کشیده ای.

راستی امروز به این فکر کن که چگونه است که ساعتها غارتگران عمرند ؟!

پ.ن. ببین! IP من ۱۹۲.۱۶۸.۴.۸۰ ثبت شده. تو بودی اعتماد میکردی؟!

پ.ن.۲. البته یه چیزی بگما! این IP زیاد هم غریبه نیست (آخه IP سرورمون ۱۹۲.۱۶۸.۱۲.۱ هست!) ولی از اونجایی که با کوچکترین چیزی به همه چیز شک میکنم و الانم دنبال دلیلی هستم که مطمئنم کنه تو راست گفتی. اینه که اینو بهونه کردم.

  • نظر @ ساعتها غارتگران عمرند
  • RSS

نظر شما چیست؟

پر کردن قسمت های * دار الزامی است