آرشیو برای اسفند ۱۳۸۶


برای ویان عزیز

نوشته شده توسط منیره @ ساعت۱۱:۲۵ بعد از ظهر در ۲۹ اسفند ۱۳۸۶

تا زمان سال تحویل چیزی حدود ۹ ساعت بیشتر نمونده! و تا زمان پایان روز آخر سال (یعنی ۲۹ اسفند ماه) چند دقیقه ای …. این ۹ ساعت پس چه میشود؟! چه طور است که اگر سال تحویل بعداز ظهر باشد این چند ساعت اضافی سال را روز ۳۰ اسفند مینامیم؟! گناه چند ساعت قبل [...]


سال نو

نوشته شده توسط منیره @ ساعت۳:۳۳ بعد از ظهر در ۲۹ اسفند ۱۳۸۶

۱. همه دارن تند تند تبریک میگن! خوشحالم که همه جا داره بوی بهار میگیره. حتی فیدریدر ها هم همه بهاری شده اند. خیلی لذت بخشه. این روزها آدم به زندگی امیدوار تر میشه. قیافه های شاد و نو رو که میبینم انگار دنیای دیگری رو تجربه میکنم. خیلی خوبه. خیلی دوست دارم. ۲. طبق [...]


یه عکس

نوشته شده توسط منیره @ ساعت۶:۴۹ بعد از ظهر در ۲۸ اسفند ۱۳۸۶

یافتم! یافتم!! فهمیدم که این عکس  رو قبلا کجا دیده بودم!! یه مدت بود که به دلایلی دنبال منبع عظیمی از عکس ها بودم! حالا گاها عکس های مربوط به دولت الکتریک و یا عکس های طبیعت و … یادم نیست چی رو search کردم که وارد صفحه فلیکر محمدرضا شدم! عکسهاشون جالب بود و از اونجایی [...]


هزیان

نوشته شده توسط منیره @ ساعت۳:۰۲ بعد از ظهر در ۲۸ اسفند ۱۳۸۶

این همه مطلب توی ذهنم بودا! چرا یهو پرید؟! ماکارونی! کفش! منشی انجمن! سرطان! شب بیداری!


حواشی جلسه امروز

نوشته شده توسط منیره @ ساعت۸:۳۱ بعد از ظهر در ۲۷ اسفند ۱۳۸۶

۱. جشن ۱۱ فروردین نزدیکه (کمتر از ۱۵ روز دیگه مونده) و مثل هر سال بچه های سمپاد یزد سعی دارن هر چه بهتر اون رو برگذار کنن. امروز هم جلسه ای برای هماهنگی و کارهای اولیش برگذار شد. کارخونه اقبال٬ انجمن سمپاد ساعت ۵ بعد از ظهر.