آرشیو برای ۲۶ دی ۱۳۸۶


دلتنگی

نوشته شده توسط منیره @ ساعت۵:۴۳ بعد از ظهر در ۲۶ دی ۱۳۸۶

و چه زیبا گفت: دل تنگی برف‌ها کم‌کم سیاه شده‌اند. مثل دل آدم‌بزرگ‌ها. روزهای اول سفید‌اند و بعد کم‌کم سیاه می‌شوند. دل آدم‌بزرگ‌ها هم اول مثل ما بچه‌ها صاف و مهربان است. بعد کم‌کم یاد می‌گیرند که برای گرفتن حق‌شان باید حتمن کینه داشته باشند. باید دعوا کنند و سر دوستشان داد بزنند. فقط ما [...]


نمیام! نمیرم!

نوشته شده توسط منیره @ ساعت۵:۰۰ بعد از ظهر در ۲۶ دی ۱۳۸۶

رحیمه جان تا نمره هام نیاد نمیتونم بیام یزد. هنوزم هیچ کدوم از نمره هامو نزدن. ممنون از لطفت که واسم بلیط گرفته بودی. خونه خوش بگذره. منیره پ.ن. همین الان هاست که اتوبوس حرکت کنه. همه بچه ها دارن میرن خونه و من قرار شد امسال هم تاسوعا عاشورا رو در خدمت دانشگاه باشم. [...]


دلاویزترین شعر جهان

نوشته شده توسط منیره @ ساعت۲:۵۹ قبل از ظهر در ۲۶ دی ۱۳۸۶

«دوستت دارم» را من دلاویز ترین شعر جهان یافته ام !  ….   تو هم، ای خوب من ! این نکته به تکرار بگو ! این دلاویزترین حرف جهان را، همه وقت، نه به یک بار و به ده بار، که صد بار بگو ! «دوستم داری» ؟ را از من بسیار بپرس ! «دوستت [...]

  • ۳ نظر @ دلاویزترین شعر جهان