خوب !! در وبلاگ رو تخته کردم ولی مهم اینه که هنوز میشه از BCR برای خوندن نظرات کمک گرفت !! پس نیاز نیست خودت رو اذیت کنی . حرف دلت رو توی نظرات همین پست . یعنی پست ۲۲۲ بزن !! اگه خیلی دوستت دارن میان و از این طریق مطلبت رو میخونن ![]()
خوب !! در وبلاگ رو تخته کردم ولی مهم اینه که هنوز میشه از BCR برای خوندن نظرات کمک گرفت !! پس نیاز نیست خودت رو اذیت کنی . حرف دلت رو توی نظرات همین پست . یعنی پست ۲۲۲ بزن !! اگه خیلی دوستت دارن میان و از این طریق مطلبت رو میخونن ![]()
منیره @ ۵:۲۵ ب.ظ
زیاد فکرش نکن . مطلبی که نوشتم اینه :
خوب !! در وبلاگ رو تخته کردم ولی مهم اینه که هنوز میشه از BCR (http://monire.persiangig.com/document/BCR.exe) برای خوندن نظرات کمک گرفت !! پس نیاز نیست خودت رو اذیت کنی . حرف دلت رو توی نظرات همین پست . یعنی پست ۲۲۲ بزن !! اگه خیلی دوستت دارن میان و از این طریق مطلبت رو میخونن
[پاسخ]
منیره @ ۷:۰۱ ب.ظ
یه برنامه توپی ریختم که خدا میدونه !!
شنبه ها که کلاس بی کلاس ( پنجشنبه و جمعه هم دانشگاه تعطیله )
بقیه روزها هم صبحا ۱۰-۱۲ کلاس دارم و بعد از ظهر ها ۱-۳ …
درسهایی هم که گرفتم ایناست :
منطق ریاضی ( با استاد آقایی که این قدر دوسش دارم . استاد مبانی ریاضیم )
آنالیز ۲ ( با استاد منجگانی که دومین استاد محبوبمه . استاد آنالیز ۱ )
تاریخ امامت ( فکر کن !! از ۱۴ واحد ۲ واحدش عمومیه )
تا الان شد ۱۰ واحد ۴ و ۴ و ۲ . میمونه ۴ واحد که فعلا جبر رو ثبت کردم . همون درسی که دو بار تا حالا گرفتم . یه بارش رو حذف کردم و بار بعد میخواستم حذف موجه کنم ولی چون نشد نمره توی کارنامه رو ۵ وارد کردن ( اونم یه درس ۴ واحدی )
بچه ها میگن استاد جبر این ترم چیز تفهه ای نیست ! میخوام به جای جبر یه ۴ واحدی دیگه بگیرم !! دقیق هم همون زمان تشکیل کلاس جبر !! چند تا گزینه داشتم :
۵ موردش ( ریاضیات عالی – هندسه منیفلد – آنالیز حقیقی – کلاف های برداری – جبرهای باناخ ) دروس تخصصی بودن ( همگی ۴ واحد )
۲ موردش ( تاریخ علم ریاضی و فلسفه علم ریاضی ) دروسی هستند که بعد از گذروندن ۵۰ واحد میتونم بگیرمشون . ( هر دو ۲ واحدن )
البته چون تاریخ علم رو استاد آقایی ارائه داده و بهم قول داده هر نوع همکاری رو باهام بکنه احتمال داره قبول کنه که برام استثنا رد کنه !
میمونه ۲ واحد دیگه !!
که میشه این ترم ۴ واحد عمومی !!
فقط محاسبات عددی ۲ واحدی بود ( البته حدس میزنم که از اون درسایی باشه که مهندسی ها دارند نه بچه های ریاضی )
و یه ۲ واحدی عمومی
تازه اگه بتونم زمانی که میخوام عمومی ای که پاس نکرده باشم گیر بیارم !!
با این ۴ واحد عمومی من کلا ۱۶ واحد عمومی پاس کرده دارم ( فقط ۴ واحد عمومی میونه برای ترمهای بعد – البته اگه ترم بعدی در کار باشه – انشا ا… )
دو دلم . بد جور !!
[پاسخ]
منیره @ ۵:۳۸ ب.ظ
ناراحتم . خیلی ناراحت . الان از اون نوع مواقعیه که یه حادثه باعث شد یاد بدبختیام بیفتم !! ساعت ۳ که رفتم اتاق بچه ها تا الان فقط اشکم در اومده و بس !!
[پاسخ]
منیره @ ۵:۵۲ ب.ظ
دیگه دوست ندارم نه اسم حجت دانشجو رو ببرم نه اسمش رو بشنوم . به قدری این چند روز روی اعصابم راه رفته که ….
اصلا در نظر نگرفت که حال روحی من افتضاحه هر خواست بهم گفت.
————————
دیگه به زهرا زنگ نمیزنم . هر بار که زنگش زدم یه جورایی مزاحمش شدم .
ظهر قبل از کلاس زنگش زدم گفت ۵ دقیقه بعد زنگش بزنم ولی چون باید نماز میخونم و کلاس داشتم وقت نکردم زنگش بزنم . بعدشم که موبایلش خاموش بود .
اصلا چه دلیلی داره که زنگش بزنم ؟!
فقط بیشتر حرصمو میخوره.
دیگه عمرا مزاحمش بشم.
————————-
مامان ظهری به موبایل رحیمه زنگ زدن و گفتن یه زنگ بهشون بزنم . ولی خداییش اصلا حوصله هیچ کدومشون رو ندارم .
قرار شده همون کاری رو بکنم که دائم بابا ازم میخواستن . فقط جمعه ها ….
————————
از دار دنیا نه دوستی مونده واسم . نه آشنایی . نه فامیلی . فقط یه گوزن شاخ طلایی مونده که با چشماش بهم میگه دوستم داره . تنها چیزیه ( نمیگم کس چون عروسکه ) که خوب حرفام رو میفهمه !!
[پاسخ]
منیره @ ۵:۵۷ ب.ظ
بعد ۴ روز که اومدم خوابگاه هنوزم که هنوزه اتاق ندارم ….
قرار بود تا امروز صبح تکلیفم مشخص بشه که شد . گفتن برم اتاق چهار صد و … قرار بود بعد از ظهری وسایلم رو ببرم ولی وقتی رفتم . بچه ها گفتند اگه میتونم تا فردا صبر کنم . منم دیدم حالا که ۴ روز صبر کردم . این یه روز هم روز !!
ولی خداییش خسته شدم . از این همه با مانتو بودن . از این همه در به دری .
[پاسخ]
منیره @ ۱۱:۵۹ ب.ظ
چه قدر سخته یکی رو دوست داشته باشی ولی اون تو رو دوست نداشته باشه !!
گاهی یه وقتایی سمج میشم . گاهی یه وقتایی ساکت !! این بار به نوع دوم برخوردم .
دوست ندارم مزاحم کسی باشم . وقتی میدونم دوستم ندارن پس چرا دائم خودمو نشون بدم و حرف بزنم ؟! وقتی که حتی حضورم هم باعث سنگینی جوه .
ساعتها روی تختم دراز میکشم و چیزی نمیگم .
آخه هم اتاقی هام دوستم ندارن و زورکی منو تحمل میکنن !
خسته که میشم ۲-۴-۶-۸ میکنم و میام طبقه اول
۶۰ تا پله کم نیستا !!
میام پیش دوستام تا نکنه یادم بیاد چه شکلی میشه حرف زد .
توی این یک روز احساس کردم حتی حرف زدن هم یادم رفته !!
[پاسخ]
منیره @ ۱۲:۲۷ ق.ظ
پرده اول :
اومدم در سایت رو ببندم . البته اگه بچه ها بذارن !
پرده دوم :
بچه های کارشناسی رفتند اتاقاشون . مونده چند نفر کارشناسی ارشد و من !!
پرده سوم :
خیلی بچه های کارشناسی ارشد باحالنا !! همشون دردم دارن چت میکنن و آدم جرئت نمیکنه بهشون چیزی بگه . حالا اینا به یه طرف ، اینکه گیر میدن به بچه های کارشناسی که چرا چت میکنن برام جالبه !!
پرده چهارم :
یکی از برنامه های ناجور این ترم هم همین بود . کارشناسی ارشد ها رو به خوابگاه ما منتقل کردند و مجبوریم حضورشون رو توی سایتمون تحمل کنیم و عجب حضوری هستا !!
پرده پنجم :
موندم این چند روز که قراره در سایت بسته باشه چه طوری با بچه های کارشناسی کنار بیام . مغرور تر از این حرفایی هستند که بتونن درک کنن مسئول سایت من هستم نه کس دیگه ای !
[پاسخ]
صادق @ ۸:۵۲ ق.ظ
یکشنبه ۲۵ شهریور۱۳۸۶ ساعت: ۲۰:۴ توسط:صادق
عجب
[پاسخ]
صادق @ ۹:۳۹ ق.ظ
پنجشنبه ۱۹ مهر۱۳۸۶ ساعت: ۱۹:۵۴ توسط:صادق
چی شده تو سمپاد دوباره؟
[پاسخ]