نوشته شده توسط منیره @ ساعت۲:۵۲ بعد از ظهر در ۳۰ مرداد ۱۳۸۶
نمیدونم چه شکلی شروع کنم ! بهتره سعی خودم رو بکنم که تمومش کنم . خوب داریم میریم مسافرت و این بهترین فرصته که لااقل یه خورده اعتیادم به کامپیوتر رو کنار بذارم …. توی این مدت از دست همه عاصی بودم . اگه دقت کرده باشین با همه دعوام شد و خیلی ها رو [...]
نوشته شده توسط منیره @ ساعت۱:۲۲ بعد از ظهر در ۳۰ مرداد ۱۳۸۶
داشتم کاریکاتور سرچ میکردم که به این کاریکاتور برخوردم ….
نوشته شده توسط منیره @ ساعت۸:۲۷ بعد از ظهر در ۲۹ مرداد ۱۳۸۶
دیگه قضیه انتخاب رشته خیلی لوس شده !از گرمی افتاده و گفتنش هم دیگه صفایی نداره فقط میموند چند نکته که گفتم توی اسن قسمت بیانش کنم و دفتر این ماجرا رو هم ببندم ….
نوشته شده توسط منیره @ ساعت۳:۳۸ بعد از ظهر در ۲۹ مرداد ۱۳۸۶
خود خودم http://www.sadeq.ir/spip/ آرامکده یک شرقی http://www.samiei.ir/ اوقات فراغت http://amirheydary.blogfa.com/ دستنوشته های کودک فهیم www.mohegh.ir هرچه میخواهم http://harchemikhaham.blogfa.com/ فتوبلاگ سودابه کریمی http://soodabeh.aminus3.com/ بودنی دیگر http://www.sepehri.blogfa.com/ راه بی پایان http://weblog.alihadian.ir/ یادداشتهای پراکنده علی امیرموید http://www.aliamirmoayed.com/ ICTZoom http://weblog.ictzoom.com/ اینجا؛پانصد متری دیر مغان http://www.deir.blogfa.com/ فازمانیک http://fazemanic.blogfa.com/ دیر نو http://www.deireno.mihanblog.com/ مرقومه http://marghoomeh.blogfa.com/ ساعتها غارتگر عمرند http://saatha.blogfa.com/ گنگ خواب دیده [...]
نوشته شده توسط منیره @ ساعت۱:۲۵ بعد از ظهر در ۲۹ مرداد ۱۳۸۶
* ساعتها میشینم و توی خیالم باهاش حرف میزنم و مثل همیشه از راز دلم باهاش میگم . تصمیم خودم رو میگیرم که این بار که دیدمش حرفهای خیالم رو بهش بزنم ولی … نمیدونم چرا حتی نمیتونم توی چشماش نگاه کنم . شاید به خاطر شرم باشه شاید هم به خاطر ترس . شرمی [...]