و باز داستان وبلاگ گروهی

فرستاده شده @ ۱۲:۱۴ بعد از ظهر در ۲۲ تیر ۱۳۸۶ توسط منیره

سلام به روی ماه همگی !! نمیدونم چرا این دفعه بد جور رفتم تو نخ بچه های سمپاد !! خداییش عالمی دارند واسه خودشونا ! خوشی هاشون هم مثل خوداشون عجیب غریبه … حکایت وبلاگ گروهی شوری توشون انداخته که خودشون هم نمیفهمن چه قدر توی روحیه اشون تاثیر داشته !! منکر این مسئله نمیشم که بیشتر از همه خود من ذوق زده شدم .

یه نگاهی به وبلاگ تازه تاسیس آقای سمیعی بندازین۱ . فکر کنم بعد از من ایشون باشند که از بقیه مشتاق تر باشند . یا حتی مهسا که معلومه تو فکر مطلب جدیده۲ و میخواد همه نوع سبکی رو امتحان کنه  . حتی آقای نقاش زاده که جدیدا با نظر دادن مشکلی ندارند۳  و البته سایتشون هم فعال تر از قبل شده . حتی احساس میکنم تا حدی روی روحیه خانم درگاهی۴ هم تاثیر گذاشته . خود من هم که هیچی !! اگه تا دو روز پیش روزی یه بار وبلاگ دوستان رو چک میکردم ٬ از دو روز پیش روزی ۲-۳ بار وبلاگ بقیه رو چک میکنم ( البته به دلایلی ) 

فکر میکنم فقط دو تا آقا دکتر ها ( آقای دکتر امیرحیدری و دکتر مدرسی ) باشن که یه کم جلوی ذوق زدگی خودشون رو گرفتن۵ . ولی مطمئنا میترکونیم ( اگه ترکیده نشیم )  اثرات وبلاگ گروهی زدن از دایره این ۷ نفر پا فراتر گذاشته و  …. مثلا شنیدم آقای دانشجو۶ هم یه وبلاگ زدند . معلوم نیست اگه این وبلاگ زده بشه دو روز بعدش سمپاد چه قدر کن فیکون بشه !!

پ.ن.

۱. در وصف شور ایشون همین قدر بس که خودشون بیان کردند : ” تو پست قبل گفته بودم چون تستیه کسی نظر نده که البته هم وبلاگیهای آینده حسابی گوش کردند! پس اینجا می گم که کامنت بگذارید و مطئنم این دفعه هیچ کدوم نمیگذارند! “

۲. به غیر از دو تا مطلب پشت سر همش توی وبلاگش نظراتی که توی وبلاگ بقیه میده هم نشون میده جدی جدی تو فکر ارتقای اطلاعات وبلاگیشه !!

۳. قبلا خیلی کم این عمل رو انجام میدادند . مثلا به ندرت پیش می اومد که توی وبلاگ های چون مرقومه و وبلاگ آقای دکتر و آقای م.اعلم و یه چند تا وبلاگ آشنای دیگه نظر بدهند ( وبلاگ هایی که خودم سر میزدم و میزنم به ندرت پیدا میشد که ببینم نظری به اسم ایشون ثبت شده . مگر موارد خاص ) ولی توی این چند روز خیلی از وبلاگ ها نظر با اسم ایشون وجود داره !!

۴. پیش اومده بود که گاه گاهی به سایتشون سر بزنم ولی چون از نزدیک آشنائیت نداشتیم زیاد به حالات روحیشون دقت نکردم که بخوام الان را با قبل مقایسه کنم ….

۵. دو حالت وجو داره یا پایه ای تر از این حرفا به این قضیه نگاه میکنن ٬ شاید هم اصلا نگاه نمیکنن … البته جدیدا آقای دکتر مدرسی یه خورده روحیه لطیف پیدا کردند

۶. آدرس وبلاگ ایشون رو ندارم . هر وقت آدرس وبلاگشون رو یافتم یه تبلیغ کوچولو اینجا میزنم !!


اینم تبلیغ : ( البته به خاطر قاط زدن بلاگفا خودم هنوز وبلاگشون رو ندیدم  )

وبلاگ آقای دانشجو

  • ۱۲ نظر @ و باز داستان وبلاگ گروهی
  • RSS

نظر شما چیست؟

پر کردن قسمت های * دار الزامی است

نظرات اخیر
  1. Moein @ ۱۲:۱۸ ب.ظ

    با سلام خدمت شما دوست پرتلاش و بزرگوار !
    من یعنی معین از وبلاگ بسیار زیبا و فوق العاده شما دیدن کردن … وبلاگ بسیار زیبا
    و پرمحتوایی دارید ( بهتون تبریک می گم )
    اگر مایلید از وب سایت من نیز دیدن فرمایید :
    http://wWw.FaDownload.Com

    [پاسخ]

    Star Comment Trackback
  2. صابر @ ۱۲:۳۴ ب.ظ

    من از نهایت شب حرف می زنم
    و از نهایت تاریکی
    اگر به خانه من آمدی برای من ای مهربان
    چراغ بیاور و یک دریچه
    که از آن به ازدحام کوچه خوشبختی بنگرم………منتظرت می مانم.

    [پاسخ]

    Star Comment Trackback
  3. مهسا @ ۱:۲۸ ب.ظ

    باشه منیره خانوم حالا دیگه پاتو کردی تو کفش ما! خوبه منم مثل آقای سمیعی ازت بپرسم متولد چندی منیره خانوم؟؟!!
    چون می دونم که تحمل شوخی داری سربه سرت می ذارما در ضمن مشتری دائم وبلاگت شدم همون نقش زغال خوب….

    [پاسخ]

    Star Comment Trackback
  4. منیره @ ۲:۵۲ ب.ظ

    من کی کفشم رو کردم تو پای شماها ؟؟!!
    اتفاقا کلی حال میکنم باهاتون و دوست دارم دوستیم رو جار بزنم … عیبی داره ؟؟

    بعدشم چه اشکالی داره ازم بپرسی متولد چه سالیم ؟؟ فوقش آرومتر از همیشه میگم ۶۶ و بعد همه میزنین زیر خنده !! مهم اینه با خندتون شاد میشم …
    در مورد آقای سمیعی هم دارم براشون به خصوص توی اون کنفرانس یکی دو بار سوتی دادند که خودم مونده بودم ایشون کوچیکترند یا من ؟؟!!

    [پاسخ]

    Star Comment Trackback
  5. امیر @ ۱۱:۱۷ ب.ظ

    بالاخره ما هم نقل مکان کردیم فقط نمیدونم چرا قالبشو نمیشه انتخاب کرد؟؟!!!!

    [پاسخ]

    Star Comment Trackback
  6. زهرا درگاهی @ ۱۱:۵۴ ق.ظ

    تاثـیـــــــــــــــــــــــــــــــــــر؟!!!
    عزیزم بیشتر دقت کنید.
    متاسفانه من از spip استفاده می کنم. که زحمتشو صادق خان کشیده. و گرنه که فکر می کنم نوع نوشته ها و موضاعتش زمین تا آسمون فرق داره.

    [پاسخ]

    Star Comment Trackback
  7. منیره @ ۲:۵۸ ب.ظ

    جوابم به آقای دکتر که دو تا پست قبل تر نظر دادن :

    اتفاقا به قدری دلم بند بود که توی جلسه چه خبر بوده که صبحی بلند شدم رفتم انجمن ( خوب علافی هم بد دردیه )

    در مورد آقای دکتر ( مدرسی) هم باید بگم ما که خیلی وقته بهشون ارادت داریم
    به خصوص از وقتی فهمیدیم خانم ایشون هم اسم خودمونن

    [پاسخ]

    Star Comment Trackback
  8. منیره @ ۳:۰۳ ب.ظ

    در جواب آقای پیاز ( یا به عبارتی بیکار – من ترجیح میدم از این به بعد به اسم واقعیتون نظر بدین ) که مطلب قبلی نظر دادند :

    من از شعر بدم نمیاد که هیچ خوشم هم میاد . منتها شعر حافظ یه کم برای مغز کوچیک من ثقیله
    به خصوص اگه یکی بامنظور اون رو به کار ببره و من نتونم منظورش رو بفهمم ….

    در مور سمپادیا هم باید بگم الان که چیز خاصی نگفتین ولی اگه جرئت دارینجلو یکی از بچه های باغیرتمون حرفای قدیمیتون رو بزنید اون وقته که میفهمین اون دنیا چه جور جائیه

    به هر حال ماها ذوق زده و جو زده هستیم . چه کارمون میشه کرد ؟؟

    [پاسخ]

    Star Comment Trackback
  9. منیره @ ۳:۰۵ ب.ظ

    و در جواب خانم درگاهی : یه کم زیر سیکل تر حرف بزنید!! spip که گفتین چیه ؟؟

    من که چیزی نگفتم فقط یه کم حدسیاتم رو بیان کردم . همین !!
    ولی به هر حال شرمنده

    [پاسخ]

    Star Comment Trackback
  10. دهقان @ ۸:۳۵ ب.ظ

    با اسم اصلیم نظرب میدم از کسی که نمی ترسم
    بعدش اگه منظور از شعر حافظ رو هم ادم نفهمه همون خوندش هم حال خودش رو داره .البته خودم هم معنی هیچتاشو نمی فهمم.
    من که هیچ حرفی در مورد سمپادیا ندارم
    فقط مواظب باشن از ذوق زیادی غش نکنن.

    صحن بستان ذوق بخش و صحبت یاران خوش است
    وقت گل خوش باد کز وی وقت میخواران خوش است

    از صبا هر دم مشام جان ما خوش می‌شود
    آری آری طیب انفاس هواداران خوش است

    ناگشوده گل نقاب آهنگ رحلت ساز کرد
    ناله کن بلبل که گلبانگ دل افکاران خوش است

    مرغ خوشخوان را بشارت باد کاندر راه عشق
    دوست را با ناله شب‌های بیداران خوش است

    نیست در بازار عالم خوشدلی ور زان که هست
    شیوه رندی و خوش باشی عیاران خوش است

    از زبان سوسن آزاده‌ام آمد به گوش
    کاندر این دیر کهن کار سبکباران خوش است

    حافظا ترک جهان گفتن طریق خوشدلیست
    تا نپنداری که احوال جهان داران خوش است

    [پاسخ]

    Star Comment Trackback
  11. زهرا درگاهی @ ۷:۴۸ ق.ظ

    دشمنت شرمنده. خانومی

    [پاسخ]

    Star Comment Trackback
  12. احمد سمیعی @ ۱:۴۴ ب.ظ

    “در مورد آقای سمیعی هم دارم براشون” – میگم که اگه یکی ساله تولدت رو بپرسه باید واسش داشته باشی؟!! و قضیه یکی دو بار سوتی تو اون کنفرانس چیه ؟!! مگه قراره بزرگترا سوتی ندند!‌ یا قراره وقتی کسی ۷ و ۸ تا کار رو اون موقع با هم انجام میده ،‌بی سوتی باشه؟!
    از اینا گذشته ،‌مرسی از توجه ات به هموبلاگیهای آینده

    [پاسخ]

    Star Comment Trackback