از ظهر تا حالا کلی چیز جدید در مورد کامپیوتر و نت و بعضی نرم افزار ها یاد گرفتم . نصفیش مدیون آقای خاموش هستم و بقیه اش هم مدیون آموزش دانشگاه .
اولی به این خاطر که زیادی بهم لطف داشت و به خاطر دو سه تا سوالی که ازش کردم رفت و نرم افزارهایی رو که میخواستم برای خودش دانلود کرد و پشت نت یادم داد چه طوری باهاش کار کنم .
دومی هم به خاطر اینکه برای یک امتحان عمومی یک هفته خالی گذاشت – خیلی ها در جریان بودند – و این باعث و بانی بلای جونم شد .
شرح ما وقع : (من sms های این هفته ام رو براتون میخونم )
|
*. “تکلیف maple رو چی کار کردی؟ اگه گیر اوردی یا نوشتی یه کپی ازش بگیر و برای ما هم بیار . کلی امتحان دارم برام دعا کن” ج. “قراره * اسم یکی از دختر اصفهانی ها * فردا CD تکلیفشو برام بیاره . ببینم چی میشه “ |
|
۱. “منیر دست گلت درد نکنه . باید تکلیف C تحویل بدیم . از یکی از بچه ها گرفتم .شنیدم تا آخر هفته وقتت آزادتره میتونی برام تایپش کنی؟” ج. ” باشه عزیزم . ببینم چی میشه منتها ایرور گیریش رو خودت بکنیا “ |
|
۲. ” خانمی . یه لطف میکنی ؟ پروژه ام تا آخر هفته باید تحویل بدم . بچه ها بهم گفتند تو کار تایپی هم انجام میدی . میتونی مال منو هم قبول کنی؟ “ ج. ” بستگی داره چه قدر باشه و ببینم کار دیگه ای پیش نمیاد یا نه . باشه تمام سعیمو میکنم “ |
| ۳. ” منیر میخوام روی گوشی موبایلم دیکشنری نصب کنم ولی نمیتونم . پاشو بیا سایت ببین چی کارش میتونی بکنی “
ج. بی جواب . |
| ۴. الان کجایی ؟ یه فایلی رو میخواستم برای دوستم بفرستم ولی نمیتونم atache اش کنم. “
ج . “باید ببینم مشکلش از چیه . بلند شو بیا سایت خوابگاه “ |
| ۵. ” منیره اگه میتونی power point منو تموم کن . CD و جزوه اش رو گذاشتم کنار سیستم شماره ۶”
ج. “الان نمیتونم . دیگه باشه برا بعد از امتحان آخر هفته ام.” |
| ۶. ” *یکی از دخترا* رو میشناسین ؟ جزوه اش رو میخواستم …. “
ج. یادم نبود جای این sms اینجا نیست ( ولی طرف خیلی بی ادب بود . بعد از یه عمر بهم sms زد . اونم بدون سلام و احوال پرسی) |
|
۷. ” فصل امتحاناست . بچه ها خیلی هاشون کار پرینتی دارند . اگه میتونی این پرینتر سایت رو هم راه بنداز . خیلی ممنون میشیم “ ج . “باشه . آخر وقت میمونم در ضمن بقیه کارام این کار رو هم می کنم “ |
البته همش sms نبود . بعضی هاش رو در رو و یا تلفنی بود …. و البته چند مورد جزئی دیگر که جواب منفی دادم به بقیشون ( هنر کردم . نه؟
به غیر از مورد * بقیه اش رو خیلی راحت میتونستم بگم نه !! ولی نگفتم ) برم بخوابم . ساعت ۳ نیمه شبه !!

حمزه
دایی جان
زهرا
زینب
صادق و مریم
علی
مجتبی
محبوبه
مرتضی
ملیحه
مهدی
وجیهه
آزاده
امیرعلی
انجل
حاصا
حامد
حدیثه
حسن
حورا
رویا
صندوقک
طاهره
مرضیه
نبی
پرستو
پویا
آقای خاموش @ ۳:۰۰ ق.ظ
سلام
خداکنه همیشه حرف از شادی باشه
چقدر قشنگه کمک کردن به این همه آدم و چه باحاله فردا تا لنگ ظهر خوابیدن
[پاسخ]
بیکار @ ۷:۵۶ ب.ظ
به کوی میکده یا رب سحر چه مشغله بود—که جوش شاهد و ساقی و شمع و مشعله بود
حدیث عشق که از حرف و صوت مستغنیست—به ناله دف و نی در خروش و ولوله بود
مباحثی که در آن مجلس جنون میرفت—ورای مدرسه و قال و قیل مسله بود
[پاسخ]