امتحان انقلاب و آموزش رایانه

فرستاده شده @ ۲:۵۰ قبل از ظهر در ۲۳ خرداد ۱۳۸۶ توسط منیره

از ظهر تا حالا کلی چیز جدید در مورد کامپیوتر و نت و بعضی نرم افزار ها یاد گرفتم . نصفیش مدیون آقای خاموش هستم و بقیه اش هم مدیون آموزش دانشگاه .

اولی به این خاطر که زیادی بهم لطف داشت و به خاطر دو سه تا سوالی که ازش کردم رفت و نرم افزارهایی رو که میخواستم برای خودش دانلود کرد و پشت نت یادم داد چه طوری باهاش کار کنم .

دومی هم به خاطر اینکه برای یک امتحان عمومی یک هفته خالی گذاشت – خیلی ها در جریان بودند – و این باعث و بانی بلای جونم شد .

شرح ما وقع : (من sms های این هفته ام رو براتون میخونم )

*. “تکلیف maple رو چی کار کردی؟ اگه گیر اوردی یا نوشتی یه کپی ازش بگیر و برای ما هم بیار . کلی امتحان دارم برام دعا کن”

ج. “قراره * اسم یکی از دختر اصفهانی ها * فردا CD تکلیفشو برام بیاره . ببینم چی میشه “

۱. “منیر دست گلت درد نکنه . باید تکلیف C تحویل بدیم . از یکی از بچه ها گرفتم .شنیدم تا آخر هفته وقتت آزادتره میتونی برام تایپش کنی؟”

ج. ” باشه عزیزم . ببینم چی میشه منتها ایرور گیریش رو خودت بکنیا “

۲. ” خانمی . یه لطف میکنی ؟ پروژه ام تا آخر هفته باید تحویل بدم . بچه ها بهم گفتند تو کار تایپی هم انجام میدی . میتونی مال منو هم قبول کنی؟ “

ج. ” بستگی داره چه قدر باشه و ببینم کار دیگه ای پیش نمیاد یا نه . باشه تمام سعیمو میکنم “

۳. ” منیر میخوام روی گوشی موبایلم دیکشنری نصب کنم ولی نمیتونم . پاشو بیا سایت ببین چی کارش میتونی بکنی “

ج. بی جواب .

۴. الان کجایی ؟ یه فایلی رو میخواستم برای دوستم بفرستم ولی نمیتونم atache اش کنم. “

ج . “باید ببینم مشکلش از چیه . بلند شو بیا سایت خوابگاه “

۵. ” منیره اگه میتونی power point منو تموم کن . CD و جزوه اش رو گذاشتم کنار سیستم شماره ۶”

ج. “الان نمیتونم . دیگه باشه برا بعد از امتحان آخر هفته ام.”

۶. ” *یکی از دخترا* رو میشناسین ؟ جزوه اش رو میخواستم …. “

ج. یادم نبود جای این sms اینجا نیست ( ولی طرف خیلی بی ادب بود . بعد از یه عمر بهم sms زد . اونم بدون سلام و احوال پرسی)

۷. ” فصل امتحاناست . بچه ها خیلی هاشون کار پرینتی دارند . اگه میتونی این پرینتر سایت رو هم راه بنداز . خیلی ممنون میشیم “

ج . “باشه . آخر وقت میمونم در ضمن بقیه کارام این کار رو هم می کنم “

البته همش sms نبود . بعضی هاش رو در رو و یا تلفنی بود …. و البته چند مورد جزئی دیگر که جواب منفی دادم به بقیشون ( هنر کردم . نه؟ به غیر از مورد * بقیه اش رو خیلی راحت میتونستم بگم نه !! ولی نگفتم ) برم بخوابم . ساعت ۳ نیمه شبه !!

  • ۲ نظر @ امتحان انقلاب و آموزش رایانه
  • RSS

نظر شما چیست؟

پر کردن قسمت های * دار الزامی است

نظرات اخیر
  1. آقای خاموش @ ۳:۰۰ ق.ظ

    سلام
    خداکنه همیشه حرف از شادی باشه
    چقدر قشنگه کمک کردن به این همه آدم و چه باحاله فردا تا لنگ ظهر خوابیدن

    [پاسخ]

    Star Comment Trackback
  2. بیکار @ ۷:۵۶ ب.ظ

    به کوی میکده یا رب سحر چه مشغله بود—که جوش شاهد و ساقی و شمع و مشعله بود
    حدیث عشق که از حرف و صوت مستغنیست—به ناله دف و نی در خروش و ولوله بود
    مباحثی که در آن مجلس جنون می‌رفت—ورای مدرسه و قال و قیل مسله بود

    [پاسخ]

    Star Comment Trackback