؟!!
.
.
.
!!؟
.
!؟
.
.
؟
.
!!
.
.
به جان خودم یادم رفت چی میخواستم بگم ….
اوایلی که موبایل گرفته بودم یکی ازم پرسید اهل تک (mis) هستم یا نه ؟!! منم براش فلسفه تک رو توضیح دادم ….
۱. گاهی وقتی میخوام به یکی بگم که به یادت هستم بهش تک میزنم . این سریع ترین و ارزون ترین راه یاد کردن دیگرونه ..
۲. گاهی وقتی یکی smsزده و چون sms طرف جواب دادن نمیخواد ( جمله خبری فرستاده ) تک میزنم تا بفهمه sms مورد نظر به دستم رسیده و من هم اونو خوندم ….
۳. گاهی وقت ها هم sms ای دریافت میکنم که جواب طرف فقط ok هست . در این جور موارد هم تک زدن به معنای ok دادنه ….
۴. بعضی وقت ها یکی گیر سه پیچ میده و خودت هم میمونی چه جوری جواب sms بدی . در این جور موارد برای اینکه طرف رو بپیچونی و از دستش خلاص بشی مجبوری جواباش رو با تک بدی . حتی اگه از این تک هات بد برداشت کنه ….
بابام از sms زدن خوششون نمیاد ( نمیگم نمیزنن . ولی به طور کلی از اون خوششون نمیاد ) میگن این یه فرهنگ غلطیه که بین مردم ما جا افتاده . راست میگن . دقت کردین که چه قدر ارتباطات مصنوعی شده ؟!!
تا ۱۰۰ سال پیش هرکی از یکی یاد میکرد . بلند میشد میرفت میدیدش .
بعدها که تلفن اومد وقتی از همدیگه یاد میکردند به هم تلفن میزدند و در صورت پیش اومدن کار واجب میرفتند همدیگه رو میدیدند .
جدیدا که همه موبایل دارند و توانایی sms زدن ، هرکی از اون یکی یاد میکنه بهش sms میزنه و در صورت پیش اومدن کار واجب میره و به طرف زنگ میزنه ….
بین اطرافیان من هم جا افتاده که هرکی از یکی یاد کنه تک بزنه و در صورت داشتن کار واجب بهش sms بزنه …. دنیای بدی شده نه ؟!!
قدیما آدما تا دلشون میگرفت میرفتند همدیگه رو میدیدند و با دیدن چهره شاد دیگرون دلشون باز میشد …. بعد ترها اکتفا کردند به صدا و هر وقت دلشون میگرفت با شنیدن صدای شاد دیگرون دلشون باز میشد …. جدیدا دیگه هم چهره و هم صدا رو از هم دریغ میکنن . حتی بعضی ها زورشون میاد که به ذهنشون فشار بیارن و به انگشتاشون زحمت بدهن و یه sms رو تایپ کنن …. روزگار غریبی شده ، نه ؟!!
پ.ن. همین حرفا رو میزنن که آدم میمونه به فکر جیب باباش باشه یا به فکر فرهنگش !! ترجیحا موبایل بی موبایل …. هم کم خرج تره ٬ هم بقیه توقعشون کمتره ٬ هم خودت شخصیت خودت رو حفظ میکنی ٬ هم …..

حمزه
دایی جان
زهرا
زینب
صادق و مریم
علی
مجتبی
محبوبه
مرتضی
ملیحه
مهدی
وجیهه
آزاده
امیرعلی
انجل
حاصا
حامد
حدیثه
حسن
حورا
رویا
صندوقک
طاهره
مرضیه
نبی
پرستو
پویا
منیره @ ۵:۱۴ ب.ظ
الان پسرای دانشگاه رفتند اردو …. چون اوضاع هوا افتضاح بود به جای دره گاهان رفتند طزرجان …. خوش بگذره بهشون ….
راستی دو تا از پست هام رو خیلی هاتون نخوندین و خیلی هاتون علاقه داشتین بخونین :
پستی که همون شب جلسه آخر مدید نوشتم ( همون دفعه ای که دعوا ….)
http://saatha.blogfa.com/post-119.aspx
و پستی که بیشترین قسمتهاش رو در حین نمایشگاه نوشتم :
http://saatha.blogfa.com/post-120.aspx
[پاسخ]
منیره @ ۸:۳۹ ب.ظ
در عرض نیم ساعت اعصابم بد جور به هم ریخت ….
فعلا نمیگم چرا !؟ بزارین برنامه فردا ردیف بشه …. خودم میدونم چه کنم با ……..
استغفرالله
بهتره زیاد اعصاب خودمو خورد نکنم ….
فعلا تلقین میکنم :
هیچ طور نشده
تو حالت خوبه
خیلی آرومی
برنامه فردا هم به خوبی اجرا میشه
کاش همون کاری رو کرده بودم که همون دقیقه اول حس ششمم بهم گفته بود : به بعضی ها اعتماد نمیکردم ….
بعضی چیزا رو که میبینم کلی حال میکنم
حـــــــــــــــالــــــــــــــــــــا
خواهیم دید
[پاسخ]
منیره @ ۱۰:۰۷ ب.ظ
طبق بررسی هایی که طی این یک ساعت انجام دادم فهمیدم فامیلمون دختر کم داره ….
نه جدی؟!! چرا ما توی فامیل نزدیکمون دختر نداریم و یا اگه داریم زیر ۱۰ سال سن داره؟!!
نه !! دو تا رو داریم : دختر خاله ام ۱۲ سالشه و دختر عموم که ۱۱ سالشه….
خنده داره اگه بگم تازه فهمیدم توی فامیل بابایی ( بعد از اینکه دختر عمه ام عروس شد) تا ۱۰ سال پیش فقط من و دو تا آبجیام دخترای فامیل بودیم . توی خانواده مامانی هم که تا زمانی که دختر خاله ام به دنیا نیومده بود ماها تنها نوه های مامان بزرگم بودیم ….
البته دختر داریم توی فامیل . ۴ تا دختر عمو دارم که بزرگتریش ۱۱ سالشه و کوچیک تریش هم ۴ سال . یکی دختر عمه که ۹ سالشه و آبجیم که ۸ سالشه …. و البته یه دختر خاله دیگه هم دارم که ۶ ماهشه ( مامانش هم سن و سال خودمونه) حال میکنم با این برو بچ ….
نه !! بازم داریم . بچه های عمو و دایی مامانم و تنها دختر عمه مامانم ( زن داییم) و تنها دختر خاله مامانم ( خیلی سن داشته باشه ۱۵ سالشه ) اینا اغلبشون هم سن و سال خودمونن ، رفت و آمد هم خیلی داریم باهاشون ، منتها ….. من این قدر باهاشون جیک نیستم که بهشون بگم ….
استغفرالله
بی خیال
نخواستیم
فامیل ما از این نظر هم به درد لای جرز نمیخوره ….
عوضش تا دلتون بخواد پسر داریم توی فامیل : پسر خاله ام که ۱۰ سالشه . پسر داییم که ۴ سالشه . ۴ تا پسر عموم که بزرگتریش ۸ سالشه . ( دو تا پسر عموی بزرگ هم دارما !!! یکیش همش ( همش ) ۲ سال کوچیک تر از منه و اون یکی هم خیلی کوچیک تر از من باشه یه ۵ سالی میشه ….
بی خیال
نخواستم
این هم شد فامیل؟!!
نه دختر هم سن و سال من هست نه ….
اِ یادم نبود . پسر عمه هام رو از قلم انداختم : بزرگتریش که داماد شد و رفت . میمونه ۴ تای دیگه که لااقل اینا هستند که بگم یکی رو دارم که توی فامیل هم سن و سال منه !!!
الان یه کم دلم باز شد …
[پاسخ]
منیره @ ۱۰:۰۹ ب.ظ
میبینی که : اصلا حالم خوش نیست ….
زده به کله ام !! چه کنم دیگه ؟!! همین کارا رو میکنن که دختر مردم دیوونه میشه ….
[پاسخ]
امیر @ ۲:۰۸ ق.ظ
دیگه چی شده؟
[پاسخ]
امیر @ ۱۱:۵۷ ب.ظ
سلام
چک میل هم میکنید؟
[پاسخ]