کلی حرف داشتم ولی بهم گفتند که نگم . احتمالا چون دیدن زیادی دهن لقم توصیه اکید کردند که در این مورد دهنم قرص باشه
…. من کجا دهنم لقه ؟ فقط گاهی احساسمو توی وبلاگم مینویسم همین …. باشه . این دفعه حتی از احساسم چیزی نمینویسم . از چی بنویسم پس ؟!!
بزار …. مناسبت روز چیه ؟ ماه محرم الحرام !! آهان . باشه از محرم میگم …. چی بگم ؟ من که آخوند یا نویسنده نیستم که بتونم در مورد این نوع مناسبت ها حرف بزنم . اصلا بلد نیستم از این نوع حرفا بزنم . باشه !! از خونه مون که میتونم بگم ؟ اجازه هست ؟!!![]()
بابام فردا صبح دارن میرن کربلا . هم خدا به خیر گردونه هم خدا قسمت کنه تاسوعا و عاشورا رو کنار حرم میتونن باشن . خدا به خیر گردونه چون کربلا محیط ناامنی داره و خدا قسمت کنه ما هم دسته جمعی با هم بریم ( منظورم از ما من و خوانندگان وبلاگمه – بزارین یه کم شماها رو تحویل بگیرم
) . یکی از همسایه هامون یه بسته پول آبی – منظور همان ۲۰۰۰ تومانی است – داده به بابام تا برن و بندازن توی حرم - شاید این جوری حاجتش زودتر روا بشه – شاید !!
آخه آدم هوشیار پول ایرونی به چه درد امام حسین میخوره ؟!!
( الان حس شوخ طبعی من گل گرفت!! – استغفرا… !! – نمیزاره بگم !! – دختر زشته حیا کن- بزار بگم !! – نه !! – بگم ؟!! – به من چه اصلا خود دانی !! – میخواستم بگم پول ایرونی به چه درد امام میخوره ؟!! به جاش آب معدنی ببر براشون تا بدن به بچه هاشون تشنه نباشن !! – گفتی خالی شدی؟!! همینا میگی که بهت میگن دهن لق ) خلاصه بابای من راهی هستند و من هم بعد یه حموم داغ , اومدم دارم تایپ مکنم ( چه ربطی داشت؟) ![]()
چی بگم ؟!! اسم حموم بردم … چه قدر چسبید انگار یه بار اضافی رو گذاشتم زمین حتی از لحاظ روحی هم سبک شدم . جوراب هامو هم شستم ( وقتی آدم نتونه بعضی چیزا رو بگه برای خالی نبودن عریضه مجبوره حتی از جوراب هاش هم اسم ببره
) جدیدا نسبت به پودر رخت شویی حساسیت پیدا کردم . جوراب که میشورم پوست دستم نازک میشه و تاول میزنه !! اصلا نسبت به خیلی چیزا حساسیت پیدا کردم ؛ همین امروز از کنار یه مغازه عکاسی رد شدم ( منی که همیشه – حتی اگه شده سرسری – یه نگاهی به دوربین دیجیتالی هاش می انداختم ) امروز از اینکه دیدم روی ویترینش نوشته بود عکس , حالم به هم خورد
. نسبت به کلمه عکس حساسیت پیدا کردم . نمیدونم به خاطر چیه ؟ شما میدونین ؟!! یعنی میدونم ولی بهم سپردند که به کسی نگم !!! جالبیش اینه که به محض اینکه رسیدم خونه یکی بهم sms زد و ازم خواست یه سری عکس ببرم براش
. دیگه داشتم قاطی میکردم . بابا به من چه ؟!! مگه من عکاسم ؟! مگه من خودم دوربین دارم ؟ مگه من …. – ببین چرا جوش میاری ؟ خوب حالا یکی یه چیزی گفت . تموم شده رفته – کاش یکی یه چیزی گفته بود !! آخه مشکلم اینه که ۵-۶ نفر چند چیز مختلف گفتن
– بابا تقصیر خودته !! چرا این قدر برای حرف مردم ارزش قائلی ؟!! – خوب چی کار کنم؟ برام مهمه مردم چی میگن – بی خیال . مهم نیست . بحثی نیست ….
باشه !! بی خیال . مهم نیست . بحثی نیست . فقط یه توصیه : ” تا کسی ازتون چیزی نخواسته براش کاری انجام ندین . حتی اگه اون کار به صلاح خودش باشه ” . یه وقت یکی بهم دقیق همین حرف رو زد , من نفهمیدم منظورش چیه . یعنی چون معتقد بودم ” برای کسایی که براشون ارزش قائلی , باید هرکاری از دستت برمیاد انجام بدی . چه ازت بخوان !! چه ازت نخوان !! ” حرفشو قبول نکردم ولی امروز فهمیدم راست میگفت و این یک اشتباه بزرگه که برای بقیه این قدر ارزش قائلم !!
پ.ن. عادت کردم نوشته هام زیر نویس داشته باشه !!
1. گفتی ۴۰ تا میخواستم بهت بگم ۴۰ تا نه و ۳۵ تا !! ولی من بی خیال اون ۳۵ تا شدم . گفتم که اونا هم یه اشتباه بزرگ کردن . مثل من !!
۲. دیدی من اگه بخوام حرفمو بزنم از آسمون میگیرم و به ریسمون میرسم ؟!! آخرش حرفمو زدم !!!

حمزه
دایی جان
زهرا
زینب
صادق و مریم
علی
مجتبی
محبوبه
مرتضی
ملیحه
مهدی
وجیهه
آزاده
امیرعلی
انجل
حاصا
حامد
حدیثه
حسن
حورا
رویا
صندوقک
طاهره
مرضیه
نبی
پرستو
پویا
امیر @ ۱:۵۳ ب.ظ
الهی ورپرد خانم منتظری
چنین پستی چنین کامنتی هم داره…
[پاسخ]
امیر @ ۱:۵۵ ب.ظ
در ضمن اسم دوست بنده ابوالفضل گلشن هه نه گلشن نیا. اون یکی دیه هه.محمدرضا گلشن نیا صنایع ۸۱
[پاسخ]
امیر @ ۱:۵۶ ب.ظ
در ضمن ایمیل من amir.ttr@gmail.com میباشد
[پاسخ]
امیر @ ۱:۵۹ ب.ظ
حامد قنبری عمران ۸۰ هه
جابر طائفی نه طه
[پاسخ]
امیر @ ۱۱:۲۷ ق.ظ
چقه الو الو کردم
به خانم مدرسی بگت براتون توضیح مدن.خفن ناراحت بودم و سرم مشغول بود.
در هر صورت:
۱- مزاحم نبودد
۲- عذر مخوام هر چند دلیلی نداره که عذرخواهی کنم
۳- بدشم هیچی دیه…
فعلا
[پاسخ]
حامد @ ۱۰:۳۲ ق.ظ
سلام
خواستم فقط بگم اگه با باباتون حرف زدین بگین دعام کنن. بگین از امام حسین بخوان که قلبمو آروم کنه… همین . ممنون میشم.
التماس دعا
[پاسخ]
امیر @ ۶:۱۸ ب.ظ
سلام
کجائد؟
اثرات محرمه؟
در مورد پسرخالم باتون جرف داشتم که بعدا مگم…
فعلا
[پاسخ]
sadeq @ ۱۰:۰۶ ب.ظ
انشالله که به سلامتی برگشند.
[پاسخ]